تبليغاتX
طلب دیدار

- گاهى عبادات اسلامى ، غير از جهات روحى و معنوى ، آثار و جنبه هاى سياسى و اجتماعى هم دارد، به خصوص آنچه كه به صورت آشكار و گروهى با آداب و ويژگى هاى خاص اجرا مى شود. نماز جمعه ، يكى از اين آيين هاى مقدس و با شكوه است كه امّت نمازگزار، در كنار بركات معنوى و ثواب عبادت ، به آثار و نتايج اجتماعى آن نيز نايل مى شود.
- نماز جمعه ، مظهر شكوه اسلام و عظمت مسلمين و وحدت بخشِ صفوف و خنثى كننده توطئه ها و تفرقه افكنى هاست .
- نماز جمعه ، دو ركعت است كه همراه با دو خطبه از سوى امام جمعه به جاى نماز ظهر روز جمعه خوانده مى شود. در خطبه هايش ، علاوه بر دعوت به تقوا و طرح مسائل اخلاقى و سازنده كه از واجبات خطبه است ، طرح مشكلات مردم و مسائل اجتماعى مسلمانان و آگاهى هاى سياسى و هشدار نسبت به خطرها و دشمن ها و ... نيز ضرورى است و همين محتوا، به نماز جمعه تاءثير فراوان در زمينه روشنگرى انديشه ها مى دهد.
- ضرورت شركت مستمر در نماز جمعه ، مورد تاءكيد اسلام است و اگر كسى بى دليل و عذر در جماعت مسلمانان و نماز جمعه آن ها شركت نكند، نشانه نوعى نفاق است .
- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : هر كس سه جمعه پياپى ، بدون عذر و بيمارى ، عمدا در نماز جمعه شركت نكند بر دل او مُهرى از نفاق زده مى شود.
- نماز جمعه ، حج مساكين است .     

 - نماز جمعه ياد خداست و خداوند در قرآن مى فرمايد: اى مؤ منان ! هرگاه به نماز روز جمعه فراخوانده مى شويد، به سوى ياد خدا بشتابيد و داد و ستد را رها كنيد.
- روز جمعه ، روز تعطيلى مسلمانان است تا در كنار نظافت و استراحت ، به تقويت بُعد معنوى و اجتماعى خود بپردازند.
- دشمنان اسلام ، كه همواره در صدد تفرقه و تضعيف مسلمانان اند، از برگزارى مراسم نماز جمعه ناراحت مى شوند و تلاش در شكستن اين سدّ استوار ايمانى دارند.
- امام خمينى قدس سره مى فرمود: نمازهاى جمعه را با شكوه بجا بياوريد، و نمازهاى غير جمعه را هم ، كه شيطان ها از نماز مى ترسند، از مسجد مى ترسند

 ...

- برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه سیزدهم بهمن 1386 |

آداب نماز، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود، در هر سه بخش نماز جارى است :
1-  مقدّمات نماز، يعنى امورى كه بايد قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت .
2- مقارنات نماز، يعنى اعمال و آداب متن نماز.
3- تعقيبات نماز، يعنى امور پس از نماز.

تعقيبات نماز 


-- نماز كه پايان يافت ، بايد نشست و دعا خواند و ذكر گفت و خدا را ستايش كرد و از او حاجت خواست و حالت معنوى نماز و صورت زيباى عبادت و بندگى را، تا مدتى پس از اتمام نماز، نگه داشت . استمرار بخشيدن به حالت نماز و خواندن دعاهاى مستحب ، تعقيب  نماز است .
-- تعقيبات ، نوعى بدرقه نماز است . همانگونه كه اذان و اقامه نوعى استقبال از نماز است .
-- نماز، فريضه اى الهى است . ولى پيش از نماز، در مسجد و مصلاّ به انتظار آن نشستن ، اذان و اقامه گفتن ، ذكرها و دعاهاى مستحب پيش از نماز را خواندن ، به استقبال نماز رفتن است . و تعقيبات هم ، بدرقه آن محسوب مى شود. بى اعتنايى به تعقيبات ، بى علاقگى به نماز را مى رساند.
-- پس از پايانِ فريضه و نيايِش واجب ، دعا و مناجات مستحب آغاز مى شود.
-- امام صادق عليه السلام مى فرمايد: همين كه از نماز واجب فارغ شدى ، به دعا و تعقيب نماز مشغول شو. دعاى بعد از نمازِ صبح و ظهر و مغرب ، مستجاب مى شود.
-- دعاهاى و تعقيب هاى مشترك و مخصوص هر نماز، در كتاب هاى دعا آمده است .
تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام 
-- از بهترين تعقيبات نماز، تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام است . اين ذكر عالى را رسول خدا صلى الله عليه و آله به دختر گرامى اش آموخت :34 مرتبه اللّه اكبر، 33 مرتبه  الحمدللّه  و 33 مرتبه سبحان اللّه.  اين صد بار ستايش خدا به بزرگى و شكر نعمت هايش و تنزيه و تقديسش ، به فرموده امام صادق عليه السلام از هزار ركعت نماز مستحب ، نزد خدا برتر است .
-- امام باقر عليه السلام فرموده است : در ميان ستايش ها، بهتر از تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام نيست ، و اگر مى بود، رسول خدا به فاطمه عليها السلام تعليم مى داد.
-- آنچه لازم است ، تاءنّى ، تاءمّل وتوجّه در اين تسبيحات است .
-- تنها نبايد چرخش سريع زبان و كلماتى تند و نامفهوم باشد. اين تسبيحات ، هر چه با وقار و با توجّه به معناى اين سه ذكر مهمّ باشد، نزد خدا با ارزش تر و براى انسان سازنده تر است .
سجده شكر 
-- سجده شكر نيز يكى از تعقيبات نماز است .
-- به شكرانه نعمت هاى بى پايان و بى شمار خداوند، پس از نماز، سر بر خاك نهادن و نعمت هاى او را به ياد آوردن ، و شكر گفتن و حمد كردن ، اعمالى است كه هم محبّت خدا را در دل انسان مى افزايد و هم انسان را نزد خدا محبوب و مقرّب مى سازد و هم سبب افزايش نعمت ها مى شود.
-- در روايات بسيارى روى اين سجده ، سفارش شده است ، حتّى اگر چيزى هم نگوييم ، به شكرانه نعمت ها و سپاس از توفيق طاعت و بندگى ، پيشانى و صورت بر زمين نهادن و حالت سپاس گرفتن ، شكر است . ولى بهتر است ذكرهايى چون شُكْرالِلّه ، يا حَمْدالِلّه و ... گفته شود.
-- در حديث آمده است اگر انسان به طول يك نفس كشيدن مرتب بگويد: يا ربّ، يا ربّ ... خداوند خطاب مى كند:لَبَّيْكَ، ماحاجَتُكَ؟ حاجتت چيست تا برآورم ؟
-- به تعبير امام صادق عليه السلام سجده شكر بعد از نماز، دليل كامل شدن نماز و خشنودى خدا و خوشامدن و اعجاب فرشتگان است . خداوند از آنان مى پرسد: پاداش اين بنده شاكر چيست ؟ مى گويند: رحمت تو، بهشت تو، حلّ مشكل او... خداوند مى فرمايد: همانگونه كه او از من تشكّر كرد، من هم از او سپاسگزارم . اين جمله مى فهماند كه رضايت و سپاس الهى از همه نعمت ها برتر است .

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هشتم بهمن 1386 |

آداب نماز، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود، در هر سه بخش نماز جارى است :
1-  مقدّمات نماز، يعنى امورى كه بايد قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت .
2- مقارنات نماز، يعنى اعمال و آداب متن نماز.
3- تعقيبات نماز، يعنى امور پس از نماز.

مقدمات نماز


1- طهارت  
-  امام باقر عليه السلام فرموده است : نماز بدون وضو نماز نيست .
-  فيض كاشانى گفته است : يك مرتبه از مادّيت برخاستن و به معنويت سفر كردن دشوار است ، امّا وضو، انسان را كم كم آماده مى سازد.
-  وضو، كفاره گناهان كوچك است و خوب است انسان در همه حال با وضو باشد و حتّى هنگام خوابيدن هم وضو بگيرد.
- بى وضو دست زدن به خطّ قرآن و نام خدا و پيامبر و امامان حرام است . طهارت به منزله اجازه ورود به حضور خداست .                                                                                                                                                 طهارت ، مراتبى دارد:
1- طهارت ظاهر، از نجاسات و آلودگى ها.
2- طهارت اعضا، از گناهان و جرايم .
3- طهارت روح ، از مفاسد و رذايل اخلاقى


2- لباس و مكان نمازگزار 
لباس ، بايد پاك و مباح باشد. در نماز، بهتر است جامه سفيد پوشيده شود، انگشتر عقيق بدست باشد و از لباس هاى چرك و تنگ و سياه و لباس افراد لاابالى كه از نجاسات پرهيز نمى كنند استفاده نشود.
مكان نيز بايد مباح باشد. در جايى كه مال ديگران است ، بى اجازه و رضايت نمى توان نماز خواند و رعايت اين شرطها در نماز، هم مراعات ادب است و هم رعايت حق ديگران ..


3-  شناخت قبله 
- نماز، بايد به سوى قبله باشد، قبله ما كعبه مقدّس است . گرچه خدا در طرفِ خاصى نيست كه به او رو كنيم ، هر طرف رو كنيم ، خدا آنجاست ولى هم براى گراميداشت خاطره ابراهيم ، بنيانگذار خانه توحيد، هم براى متوجّه ساختن دل به نقطه اى مقدس ، هم براى هماهنگى و نظم عبادت كنندگان و نمازگزاران در جهت گيرى عبادى و هم براى اسرار ديگر، ماءموريم كه قبله نمازمان را كعبه قرار دهيم .
- امّت اسلام ، نماز و دعا و ذبح حيوان و حتّى خواب و خوراك را به سوى قبله انجام مى دهند، تا به موازات توجّه ظاهرى به كعبه ، دل و جان انسان نيز جهت گيرى خدايى داشته باشند و همه جا و در همه حال ، به ياد خدا و توحيد باشند.
كعبه ، هم يادگار ابراهيم و اسماعيل و محمّد صلى الله عليه و آله است ، هم نقطه شروع حركت عاشورايى امام حسين عليه السلام و هم تكيه گاه امام زمان عليه السلام در قيام جهانى خويش خواهد بود.

4- اذان 
- اذان ، شعار توحيدى مسلمانان است .
- اذان ، اعلام يكتايى خدا، رسالت حضرت محمد صلى الله عليه و آله ولايت على عليه السلام ، رستگارى در سايه نماز، و تكبير خداوند است . اذان ، فرياد بر ضدّ معبودهاى خيالى ، معرفى عقيده اسلامى ، و شعار اسلام است .
- نحستين مؤ ذّن اسلام ، بلال حبشى بود كه با اذان او، مردم به نماز حاضر مى شدند و مؤذن شدن او، دليل اعتبار تقوا و ايمان در ديدگاه اسلام است ، نه رنگ و قيافه و نژاد و ثروت !
- اذان ، هم فراخواندن امّت اسلام به شركت در نماز جماعت است ، هم آماده سازى جان و دل براى ورود به نماز.
- وقتى طنين ملكوتى اذان در فضا مى پيچد، دل مؤ منان را به سوى خدا مى كشد و بر وحشت و خشم كافران مى افزايد.
- حديثى است كه مى فرمايد: با صداى بلندِ اذان ، شيطان عصبانى مى شود و فرار مى كند.

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هشتم بهمن 1386 |

*ما بنده خداييم و غرق در نعمت هاى او، پس در هر نفسى ، نه يك نعمت بلكه صدها نعمت موجود است و بر اين نعمت ها نه يك شكر، بلكه هزاران شكر لازم است . كافى است كه اندكى چشم بصيرت بگشائيم و ببينيم لطف و فضل خدا را درباره خودمان ، آنگاه خواهى نخواهى سپاس او خواهيم گفت .

*خداوند، به ما هستى بخشيد. آنچه براى زندگى مادى و معنوى لازم داشتيم ، عطا كرد. هوش و عقل و استعدادمان داد. قطرات باران ، برگ درختان ، ماهيان دريا، پرندگان آسمان ، نور خورشيد و هدايت عقل و ولايت پاكان و راهنمايى وجدان را جهت سعادت ما ارزانى داشت .

*نماز، تشكّر از خداست كه ولىّ نعمت ماست ، هر چه داريم از اوست .البتّه اين سپاس ، براى خدا سودى ندارد، بلكه براى خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست

*چه غافل اند، آنان كه بر سر سفره نعمت خدا، عمرى مى نشينند و يكبار هم به شكرانه اين موهبت ها در آستان آن خداى متعال ، پيشانى عبوديت و سجده شكر بر زمين نمى گذارند!

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه ششم بهمن 1386 |

* نماز، بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش همه انبياست .
* لقمان ، پسرش را به نماز توصيه مى كند.
* حضرت عيسى در گهواره مى گويد: خدايم مرا به نماز و زكات توصيه كرده است.
* رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را نور چشم خود مى داند.
* نماز، فريضه اى است كه خدا را به ياد انسان مى آورد و پيمان خدا با مردم است.
* نماز، سيماى مكتب است.
* نماز، دواى تكبّر است.
* نماز، وسيله تشكّر و سپاس از نعمت هاى الهى است ، عمود و پايه دين ، كليد بهشت ، وسيله    آزمايش و شناخت مردم و محو كننده گناهان ، و پاك كننده دل و جان آدمى است .
* روزى پنج نوبت ، با حفظ شرايط كامل نماز، در پيشگاه خدا ايستادن و نعمت هاى او را ياد كردن و از او حاجت و  نياز خواستن ، همچون شست و شو در نهر آبى است كه آلودگى ها را مى زدايد.
* نماز، اوّلين سؤ ال در قيامت است ، كه اگر پذيرفته نشود، كارهاى ديگر هم مقبول نيست .
* نماز، تنها عبادتى است كه در هيچ حال از انسان ساقط نمى شود حتّى در ميدان جنگ ودر شرايط اضطرار، بيمارى و...
* نماز، اعلام بندگى در برابر خدا و زير بار نرفتن در مقابل طاغوت ها و ستمگران است .
* نماز، زنده نگه داشتن آيين توحيدى حضرت ابراهيم ، و سنّت رسول اللّه ومكتب حسين بن على عليهما السلام است .
* نماز، براى عاشقان خدا، شيرين ولى براى منافقان ، تلخ و سنگين است.

* نماز، كوبنده شيطان و ماءيوس كننده اوست . حضور در برابر آفريدگار است .
* نماز هماهنگى با همه ذرّات عالم است . جهان ، محراب وسيعى است كه همه كائنات ، در آن به تسبيح و سجود در برابر خدا مشغول اند. به نماز ايستادن ، همراهى با همه آفريده ها و فرشتگان در پرستش و ذكر پروردگار است .
* در اهميت نماز، همين بس كه على عليه السلام در ميدان نبرد صفّين ، و امام حسين عليه السلام در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به عشق الهى ، به نماز ايستادند. شخصى به حضرت على عليه السلام ايراد گرفت ، امام فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم ، اهل نماز باشند. به سيد الشهدا، در زيارتنامه اش خطاب مى كنيم : گواهى مى دهم كه تو نماز را بر پا داشتى .

* در مشكلات و اضطراب ها، ياد خداى بزرگ و استمداد از او، آرام بخش ‍ دل ها و راه گشاى انسان در سختى هاست و تكيه گاهى است كه مؤ منان به خدا دارند. از اين رو قرآن دستور مى دهد كه به وسيله صبر و نماز از خداوند يارى بطلبيد.
*  امام صادق عليه فرمود: هر كه نماز را سبك بشمارد، از شفاعتِ ما محروم است .
* رسول خدا فرمود:  هر كه عمدا نماز را ترك كند، كفر ورزيده است .
*  در كلام علوى مى خوانيم كه فرمود: كسانى كه نماز را سبك شمارند و آن را تباه و ضايع سازند، غير نماز را بيشتر ضايع خواهند ساخت .
* نماز، موقعيّتى است كه بايد در آن به خدا توجّه داشت نه ديگرى ، و هر چه را از نظر دور داشت مگر خدا را. بايد خداى را زنده و حاضر و ناظر بدانيم و احساس ‍ حضور در برابر آن خالق عظيم را در خويش ، زنده نگاهداريم . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرموده است :همين كه انسان در نماز به غير خدا توجّه مى كند، خداوند به او خطاب مى كند: به چه كسى توجه مى كنى ؟

آيا پروردگارى جز من سراغ دارى ؟
آيا جز من ، مراقب و ناظرى در كار است ؟
آيا به بخشنده اى جز من دل بسته اى ...؟
اگر توجه به من داشته باشى ، من و فرشتگانم به تو توجّه خواهيم كرد .

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه بیستم دی 1386 |

غير از شرط صحّت و شرايط قبول ( مطالب قبل ) ، شرايطى هم براى كمال عبادت است . يعنى اگر اين شرايط باشد، عمل عبادى ارزشى فوق العاده و كمالى بالاتر خواهد داشت . عبادات واعمالى كه شرايط زير را داشته باشد، برتر وكامل تر است :


1 -  مشكل تر بودن 
على عليه السلام فرموده است : بهترين كارها، عملى است كه خود را (على رغم عدم پذيرش نفس ) بر آن وادار كنى .


2 -  نظم و تداوم 
در روايات آمده است كه مؤ من ، اوقات وكارهاى خود را تقسيم مى كند و بخشى را براى عبادت و مناجات با خدا قرار مى دهد.


3 -  مهم تر بودن 
در كارها بايد اهمّ و مهمّ كرد و كارهاى مهمّ را فداى كارهاى مهم تر نمود.
على عليه السلام مى فرمايد: هرگاه نمازهاى مستحب ، به نمازهاى واجب ضرر برساند، ديگر آن نافله ها موجب قرب به خدا نخواهد شد.


4 - بركت داشتن 
گاهى كمال يك عمل ، در بركت داشتن آن است ، يعنى كارى باشد كه خير و سود آن ، جاودان و گسترده و باقى باشد، نه موقّت و گذرا.


5 - سبقت گرفتن

به سوى نماز اوّل وقت بايد شتافت . در كارهاى خداپسند بايد پيشقدم بود. تاءكيد بر سارعوا و سابقوا ، در قرآن و حديث نشان آن است كه: سرعت و سبقت در عبادت مايه كمال عبادت است .

 

6 -  نشاط و دوام 
منافقان ، نماز را با كسالت و بى نشاط مى خوانند.
اهل شك ، در عبادت شان دچار ترديد و سستى مى شوند.
عبادتى كامل تر است كه همراه با نشاط، و برخوردار از استمرار و پيوستگى باشد. عملِ اندك و با دوام ، برتر از كار زيادى است كه انسان از آن ملول و خسته شود و دست بكشد.
خداوند، در توصيف عبادت فرشتگان فرموده است : شبانه روز، بدون خستگى ، خدا را تسبيح مى گويند.


7 -  بصيرت و يقين 
در حديث مى خوانيم :عمل اندك ولى پيوسته و مداومى كه همراه يقين باشد، نزد خدا برتر از عمل بسيارى است كه فاقد بصيرت ويقين باشد.

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى
نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 |

 مقصود، شرايطى است كه رعايت آن ها، علاوه بر درستى عمل ، موجب قرب به خدا و جلب رضاى او مى شود. ممكن است نمازى صحيح باشد ولى سبب رشد و تزكيه روح نشود. عبادت هم ، گاهى تنها در حدّ نجات بخشى از كيفر است ، ولى گاهى انسان را محبوب خدا و عمل را مقبول درگاهش مى سازد.
در آيات و روايات ، نكات بسيارى پيرامون قبولى عبادت و عمل مطرح است كه به عنوان نمونه ، چند مورد ذكر مى شود.


1- ایمان 
قرآن كريم مى گويد:

مَنْ عَمِلَ صَلِحاً مِّن ذَكَرٍ اءَوْ اءُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَه

اعمال شايسته و صالح ، از كسى كه مؤ من باشد، موجب حيات طيّبه مى شود.

 و در آيه ديگرى مى فرمايد

  وَمَن يَكُفُرْ بِالاِْيمَنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ

 كسى كه كفر ورزد و ايمان را نپذيرد، اعمالش تباه مى شود.
آنكه خدا را باور ندارد، چگونه انتظار دارد پرستش هايش مورد پذيرش ‍ آفريدگار قرار گيرد؟


2 – ولایت

عبادت در سايه رهبرى صحيح ، مفهوم راستين خود را مى يابد و خداوند آن را مى پسندد و مى پذيرد.
در حديث از امام باقر عليه السلام آمده است :
كسى كه ايمان به خدا دارد و عبادت هاى جانفرسا هم انجام مى دهد، ولى امام شايسته اى از طرف خدا ندارد، تلاشش بى فايده و نپذيرفته است .
در حديثى ديگر مى خوانيم :
هر كه ولايت ما را نپذيرد و به رهبرى ما گردن ننهد، خدا عملى را از او بالا نمى برد.

 

3 – تقوا

بندگى خدا با شرط تقوا و ترك گناه ، قبول مى شود. قرآن پس از ذكر داستان هابيل و قابيل ، كه هر دو به درگاه خداوند قربانى كردند و قربانى يكى پذيرفته و ديگرى ردّ شد، مى فرمايد:

إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
خداوند، تنها از اهل تقوا، قبول مى كند.
آنكه دزدى كند و مال ديگران را انفاق كند، مقبول نيست . آنكه حق مردم را بخورد وبه نماز بايستد، نمازش مردود است .
آنكه نماز را ترك كند ولى جهاد نمايد، يا به ديگران ستم كند و نماز بخواند، يا به ديگرى تهمت بزند و غيبت كند و به زيارت هم برود، يا چشم ناپاك به نواميس ‍ مسلمين داشته باشد و نماز شب هم بخواند، آن نماز و جهاد، و اين زيارت و نافله را خدا نمى پذيرد، چون همراه با تقوا نيست و بدون تقوا هيچ عملى براى انسان ، عمل خير به حساب نمى آيد.


4 - رسيدگى به محرومين

در آيات و روايات ، موضوع نماز و زكات ، معمولا در كنار هم آمده است كه يكى ارتباط با خداست و ديگرى ارتباط با خلق خدا.
از امام رضا عليه السلام نقل شده كه فرمود:  نماز افرادى كه زكات ندهند، پذيرفته نيست .


5 - خوش رفتارى
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس مسلمانى را غيبت كند، تا چهل روز، نماز و روزه اش قبول نمى شود، مگر اينكه غيبت شده او را ببخشد.
 همچنین رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود:  از هجران و قهر كردن با برادر دينى بپرهيز، چرا كه با اين ترك رابطه ، عمل قبول نمى شود.
و امام صادق عليه السلام فرمود: بد اخلاقى و بدرفتارى عمل را تباه مى كند، آن گونه كه سركه عسل را.

 

نشانه قبولى نماز 
با اين همه شرايطى كه براى قبولى عبادت و نماز است ، بايد مراقب بود نماز بى فايده و پرستش بى خاصيت نداشته باشيم . صِرف انجام تكليف ، كافى نيست ، بايد چنان انجام وظيفه كرد، كه صاحب فرمان كه خداوند است ، بپذيرد.
على عليه السلام مى فرمايد:  بيشترين توجه شما، به قبولى عمل باشد، نه اصل عمل !
با اين حساب ، از كجا مى توان فهميد كه طاعتمان را خدا پذيرفته است ؟
امام صادق عليه السلام نشانه آن را چنين بيان مى كند: هر كه مى خواهد بداند آيا نمازش پذيرفته شده يا نه ، ببيند آيا نمازش ، او را از گناه و زشتى بازداشته است ؟ به هر مقدار كه نمازش ، مانع گناه و منكر شود، نمازش ‍ قبول شده است .

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه یازدهم دی 1386 |

عبادت ، حضور در برابر آفريدگار است و نشستن بر سر مائده هاى معنوى كه او براى بندگان خود فراهم كرده است.
غير از شكل ظاهرى عبادات، محتواى عبادت را بايد از ديد اولياى دين و متن مكتب شناخت و به كار بست .
بهترين عبادت ها آن است كه :

1 - آگاهانه باشد. 
دو ركعت نمازِ انسان آگاه و دانا، از هفتاد ركعت نماز شخص نادان برتر است . و عبادت كننده ناآگاه ، همچون الاغ آسياب است كه مى چرخد ولى پيش ‍ نمى رود.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: كسى كه دو ركعت نماز بخواند و بداند با كه سخن مى گويد، گناهانش بخشيده مى شود. در اين صورت است كه نماز، معراج روح مى شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا مى گردد.
2 -  عاشقانه باشد. 
آنچه موجب نشاط روح در عبادت مى شود و عابد از پرستش خود لذّت مى برد، عشق به اللّه و شوق به گفت وگوى با اوست .
آنان كه از عبادت لذّت نمى برند، همچون بيمارانى هستند كه از غذاى لذيذ، لذّت نمى برند.
براى عاشقان ، شنيدن صداى اذان اعلام فرا رسيدن لحظه ديدار است.

3- خالصانه باشد. 
هيچ چيز همچون ريا و خودنمايى و مردم فريبى ، آفت عبادت نيست . از طرف ديگر، هيچ چيز چون خلوص ، ارزش آفرين عبادت و نماز نيست . البتّه داشتن اخلاص در عبادت بسيار دشوار است ، و دل و جان را از تهاجم وسوسه هاى ابليسى رهاندن ، رنجى بزرگ دارد و همتى بلند و اراده اى نيرومند مى طلبد. عبادت تا خالص ‍ نباشد، در درگاه الهى پذيرفته نيست و تنها پيشانى بر زمين سودن و قرائت صحيح داشتن و در صف اوّل جماعت ايستادن و ... ملاك نيست . بايد نماز و بندگى از رنگِ ريا پاك و به رنگِ الهى صبغة اللّه  آراسته باشد تا به خدا برسد. تعبير قرآن چنين است :

وَمَآ اءُمِرُوَّاْ إِلا لِيَعْبُدُواْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
هيچ دستور عبادى براى مردم نيامده مگر آنكه امر به اخلاص در آن شده است .
4 -  خاشعانه باشد. 
خشوع ، حالت قلبى انسان در عبادت و نتيجه توجّه كامل به مقام بندگى در آستانِ الهى است . آنكه نياز و عجز خود را مى داند و عظمت و كمال الهى را مى شناسد و در عبادت ، خود را در برابر آن خداى بى همتا و آگاه مى يابد. حالتى متناسب با اين حضور پيدا مى كند، در اين حالت قلب ، خاشع مى شود، نگاه افتاده مى گردد و توجّه از هر چيز ديگر بريده و به معبود متوجّه مى شود.
قرآن در توصيف مؤ منان و عبادت شان مى فرمايد:

الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَ تِهِمْ خَشِعُونَ.

در نمازشان خاشع اند.
اين حالت ، محصول آن توجّه است ، در حديث مى خوانيم : خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مى بينى .
چنان نماز را در وقت خودش بخوان كه گويا آخرين نماز است . يعنى همواره اين حالت را داشتن كه گويا فقط براى همين يك نماز، فرصت باقى است .
5 -  مخفيانه باشد. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : پاداش عبادتى بيشتر وبزرگتر است كه مخفى تر باشد.

 اين براى آن است كه عبادت (به خصوص عبادت هاى مستحب ) در حضور جمع ، زمينه بيشترى براى تظاهر وريا دارد.
البتّه اين در مواردى است كه اسلام ، خود امر به عبادت آشكار نكرده باشد، همچون نمازجماعت در مسجد كه از نماز فرادى در خانه برتر است .
شيطان ، دشمن رستگارى انسان است و سوگند خورده است كه همواره در راه انسان ، چاه گمراهى بكند و پرتگاه گناه پديد آورد و انسان را مانند خودش جهنّمى كند. از اين رو، براى تباه ساختن عمل انسان ، دام مى گسترد و عبادت او را فاسد مى كند. يا از راه ريا و خراب كردن نيّت . يا پديد آوردن عُجب و خودپسندى به خاطر عبادت . يا از طريق سلب توفيق از انسان . و ... يا از راه كشاندن به گناه ، كه موجب تباه شدن و هدر رفتن زحمت انسان در طريق بندگى مى شود.

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 |

نماز، جلوه اى از بندگى انسان در پيشگاه خدا و مظهر عبوديّت و عبادت است. شناخت معبود و آفريدگار، محبّت او را در دل ايجاد مى كند و اين محبّت ، انسان را به پرستش و عبادت و اظهار كوچكى و تواضع در برابر عظمت او وا مى دارد.

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ
جن و انس را، جز براى پرستش و بندگى خود نيافريدم.

وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً اَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوت
در هرامّتى پيامبرى برانگيختم كه (به مردم بگويند:) بنده خدا باشيد و از طاغوت بپرهيزيد.
ناگفته نماند كه اين بندگى كردن ، سودى به خدا نمى رساند بلكه مايه عزّت و سعادت خود انسان است وگرنه خداوند بى نياز مطلق است .

ريشه هاى عبادت  عبارتند از :  
1 -  عظمت خدا 
خداوند، مبداء همه عظمت ها و جلال هاست . شناخت خدا به عظمت وبزرگى ، انسان ناتوان وحقير را به كُرنش وتعظيم در برابر او وامى دارد.
2 -  احساس نياز و وابستگى 
3 - سپاس نعمت  
فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِىَّ اءَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْف

 بايد خداى كعبه را عبادت كنند، خدايى كه آنان را از گرسنگى نجات داد و از ترس ، ايمن ساخت .
4 -  فطرت  
در سرشت انسان ، پرستش و نيايش وجود دارد. اگر به معبود حقيقى دست يافت ، كه كمال مطلوب همين است  و اگر به انحراف و بيراهه دچار شد، به پرستشمعبودهاى بدلى و باطل مى پردازد. انبيا آمده اند تا فطرت را در مسير حق ، هدايت كنند و انسان را از عبادت هاى عوضى نجات بخشند. حضرت على عليه السلام در مورد بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:  خداوند حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت ، تا بندگانش را از بت پرستى به خدا پرستى دعوت كند.

روحِ عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر درست رهبرى نشود به عبادت بت و طاغوت مى گرايد. بدون هدايت صحيحِ اين گرايش ‍ فطرى نيز، انسان به عشق هاى زودگذر پوچ يا پرستش هاى بى محتواى انحرافى دچار مى شود.

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 |