1 - به آنان كه در راه خدا كشته شده اند مرده نگوييد، بلكه آنان زنده اند ولى شما (زندگى آنان را) نمى فهميد. (سوره بقره ، آيه 64)
2 - گمان نكن كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی مى خورند و به آن چه خدا، از جود و كرم خود به آن ها عطا كرده است شادمانند. و درباره كسانى كه هنوز به آنان نپيوسته اند شادى مى كنند كه ايشان نه ترسى دارند نه غمگين مى شوند و از جهت اين كه خداوند، نعمت و فضل خود را به آنان مى دهد و پاداش مؤ منان را ضايع نمى كند خوش حال و مسروراند. (سوره آل عمران ، آيه 169 – 171)
3 - گفتند : داخل بهشت شو. او گفت : اى كاش ! قوم من مى دانستند كه پروردگارم مرا آمرزيد و از اكرام شده گانم گردانيد. (سوره ياسين ، آيه 27)
آيه درباره مرد مؤ منى (حبيب نجار) نازل شده است كه او از رسولان و نمايندگان (حضرت عيسى ) دفاع كرد و سرانجام به دست كافران كشته شد.
4 - عذاب بدى به خاندان و طرفداران فرعون رسيد، آتشى كه هر صبح و شام به آنان عرضه مى شود (در برزخ) و روز قيامت ، آل فرعون را به سخت ترين عذاب داخل كنيد. (سوره غافر، آيه 46)
5 - سوره واقعه اهل قيامت را به سه دسته تقسيم كرده است . 1 - سابقون . 2 - اصحاب يمين . 3 - اصحاب شمال . آن گاه درباره قيامت هر يك ، به تفضيل سخن مى گويد: هنگامى كه حيات و روح به گلوى محتضر رسيد شما نگاه مى كنيد در حالى كه ما به او از شما نزديك تريم ولى شما نمى بينيد. و اگر درباره مرگ مجبور نبوديد حتما روح را به بدن بر مى گردانديد. و به دنبال آن مى فرمايد: اگر محتضر از مقربان باشد پس براى اوست راحتى و ريحان و بهشت پر نعمت ، و اگر از اصحاب يمين باشد، سلام بر او از اصحاب يمين و اگر از تكذيب كنندگان گمراه باشد پذيرايى او با آب گرم و ورود به آتش جهنم است. (سوره واقعه ، آيه 82 تا 94)
از اين كه روح و ريحان از بهشت پر نعمت و هم چنين آب گرم و سوزان از داخل شدن در آتش جدا شده است به دست مى آيد كه روح و ريحان و همين طور آب سوزان ، در عالم برزخ است و بهشت پرنعمت و داخل شدن در آتش مربوط به قيامت است .
6 - قوم نوح ، همگى به سبب گناهانشان غرق شدند و در آتش ( اين آتش ، همان آتش برزخى است ) وارد گشتند و جز خدا ياورانى براى خود نيافتند. (سوره نوح ، آيه 25)
7 - اى نفس و روح آرام يافته ، به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه تو از خدا خشنودى و خدا هم از تو خشنود ، در ميان بندگانم داخل شو ( در برزخ به بندگانم ملحق شو ) و در بهشتم در آى. (سوره فجر، آيات 27 تا 30)
8 - كفار بعد از آن كه داخل آتش شدند به فغان آيند و گويند: پروردگارا! ما دو بار ميراندى و دوبار زنده كردى ! ما اعتراف به گناهان خود مى كنيم . آيا راه خارج شدن (از آتش جهنم ) براى ما مى باشد. (سوره مومن ، آيه 10)
مفسران چنين مى گويند : مردن دوباره در برزخ ، وقتى است كه براى سئوال پيش از بر انگيخته شدن و قيامت ، انسان زنده شود.
9 - چگونه به خدا كافر مى شويد و حال آن كه مرده بوديد او شما را زنده كرد و دوباره ميراند و باز زنده كرد و عاقبت به سوى او باز مى گرديد. (سوره بقره ، آيه 27)
برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
|
برزخ عالمى بين دنيا و آخرت است كه آن را عالم قبر هم مى گويند: فاصله بين مرگ تا قيامت ، بين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگيخته شدن در روز قيامت را برزخ گويند (مفردات راغب ، قاموس قرآن ، مجمع البحرين ذيل كلمه برزخ .(
عالم برزخ از نظر وسعت نسبت به دنيا، مانند دنيا نسبت به رحم مادر است بدين جهت نمى توانيم ويژگى هاى عالم برزخ را تصور كنيم ، چنان چه كودك در رحم مادر نمى تواند ويژگى هاى دنيا را بفهمد با اين كه به زودى به عالم دنيا وارد مى شود.
كلمه برزخ سه مورد در قرآن وجود دارد و در هر سه مورد به معناى فاصله بين دو چيز آمده است . آن موارد از اين قرارند:
- مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبقيان (سوره الرحمن ، 19- 20).
خداوند دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو، فاصله اى قرار داد تا هيچ كدام از مرز و حد خود خارج نشوند.
- و جعل بينهما برزخا و حجرا محجورا ( سوره فرقان ، 53).
و خداوند بين دو دريا (درياى شيرين و خوش گوار و درياى شور و تلخ ) فاصله و حايلى قرار داد تا هميشه از هم جدا باشند.
- و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (سوره مؤ منون ، 100).
و از پشت سر آن ها (از لحظه مرگ ) تا روز قيامت و بر انگيخته شدن فاصله و برزخى قرار داده شده است.
در اين سه آيه ، برزخ به معناى فاصله بين دنيا و آخرت و بين دو دريا و دو آب آمده است :
در نهج البلاغه هم كلمه برزخ در دو مورد آمده است :
- سلكوا فى بطون البرزخ سبيلا
حضرت على در رابطه با پادشاهان و كسانى كه در دنيا داراى مقام و عزت ، اعتبار و افتخار، قدرت و شوكت بودند مى فرمايد: آن ها پس از مرگ در درون برزخ (قبرها) خزيدند و زمين بر آنها مسلط شد، از گوشت هايشان خورد و از خون هايشان آشاميد، در حفره هاى گورستان صبح كردند در حالتى كه به صورت درختى خشك و بدون رشد بودند.
در رابطه با اهل ذكر مى فرمايد:
- فكانما اطلعموا غيوب اهل البرزخ فى طول الاقامه
خداشناسان و اهل ذكر چنان به آخرت ايمان و يقين دارند كه گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت وارد شده اند، امور آخرت را كه ديگران از آن ها آگاه نيستند مشاهده نموده و به چشم ديده اند تا جايى كه مى فرمايد:
گويا آنان از پشت ديوار اين جهان سر بر آورده و بر احوال پنهان برزخيان اطلاع يافته و آن ها را مى نگرند.
برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه پنجم دی 1386
|
از آيات و روايات چنين استفاده مى شود كه مرگ با شدت ها و سختى ها و وحشت هاى گيج كننده همراه است . قرآن درباره سكرات مرگ چنين مى فرمايد:
و جاءت سكره الموت بالحق ذلك ما كنت منه تحيد (سوره ق ، 19).
و سرانجام سكرات مرگ ، به حق فرا مى رسد (و به انسان گفته مى شود): اين همان چيزى است كه از آن فرار مى كردی.
مستى در حالت مرگ:
- يا به سبب انتقال از جهانى به جهان ديگر است كه هر جهت ناشناخته و مجهول مى باشد، هم چون حالت هيجانى كه به نوزادان در هنگام انتقال از عالم جنين به عالم دنيا دست ميدهد.
- يا به سبب مشاهده كردن اوضاع و احوال و شرايط بعد از مرگ و قرار گرفتن در برابر نتيجه اعمال و ترسيدن از سرنوشت نهايى است ،
- يا به سبب جدايى از دنيا و افراد و كسان و اشياء مورد علاقه او (از قبيل خانه، باغ ، ثروت و فرزندان(
حتى انبياء و مردان خدا كه در لحظه مرگ از آرامش كاملى برخوردارند از مشكلات و فشارهاى اين لحظه انتقالى بى نصيب نيستند، چنانچه در حالات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم آمده است كه : در لحظات آخر عمر مباركش دست خود را در ظرف آبى مى كرد و به صورت مى كشيد و لا اله الا الله مى گفت و مى فرمود: ان الموت سكرات . مرگ سكراتى دارد (روح البيان ، جلد 9، ص 118).
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام ترسيم زنده و گويايى از لحظه مرگ و سكرات آن دارد و مى فرمايد: هر آينه مرگ شدايد و سختى هايى دارد، شديدتر از آن چه در وصف بگنجد، يا با معيار عقل مردم دنيا سنجيده شود.
از امام صادق عليه السلام سئوال كردند: چرا هنگامى كه روح از بدن انسان خارج مى شود احساس ناراحتى مى كند. فرمود: به سبب اين كه با آن نمو كرده است ) بحار جلد 6، ص۱۵۸).
برگرفته ار کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و چهارم آذر 1386
|
موقع جان دادن مؤ منان ، فرشتگان رحمت ، با كمال مهربانى و لطف ، با اخلاق نيك و بشاشت براى قبض روح آنها و آنان را به بهشت بشارت مى دهند. قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:
الذين تتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنة بما كنتم تعملون .(سوره نحل ،32)
پرهيزكاران كسانى هستند كه ملائكه (قبض ارواح و فرشتگان رحمت ) روحشان را مى گيرند. در حالى كه (از نظر عقيده و گفتار و كردار)، پاك و پاكيزه اند. به آنها مى گويند: سلام بر شما باد. (سلامى كه نشانه سلامت و امن و امان است ) به خاطر اعمال نيكى كه انجام مى داده ايد داخل بهشت شويد.
در اين جا ممكن است بهشتى كه فرشتگان مى گويند داخل آن شويد، اشاره به بهشت برزخى باشد كه مؤ منان ، بعد از قبض روح شدن داخل آن مى شوند و ممكن است اشاره به بهشت قيامت باشد كه بهشت برزخى درهاى آن حساب مى شود.
مقربين و مؤ منين نيكوكار هنگامى كه در آستانه مرگ قرار مى گيرند در نهايت آرامش و راحتى و شادى چشم از جهان مى پوشند. خداوند درباره آنان مى فرمايد:
فاما ان كان من المقربين فروح و ريحان و جنت نعيم و اما ان كان من اصحاب اليمين فسلام لك من اصحاب اليمين .(سوره واقعه، 88- 91)
كسى كه در حالت احتضار و واپسين لحظات زندگى قرار مى گيرد اگر از مقربان باشد در نهايت راحتى و آرامش و روح و ريحان است ، و در بهشت پر نعمت جاى مى گيرد .اما اگر از مؤ منان نيكوكار اصحاب يمين باشند، (همان مردان و زنان صالحى كه نامه اعمالشان به نشانه پيروزى و قبولى به دست راستشان داده مى شود) به ايشان گفته مى شود: سلام بر تو از سوى دوستانت كه از اصحاب يمين هستى .
ظالمان و بدكاران ، به خلاف مؤ منان كه به آن ها گفته مى شود داخل بهشت شويد، به آنان هم گفته مى شود، شما داخل جهنم شويد و جاودانه در آن بمانيد قرآن درباره آنان چنين مى فرمايد:
الذين تتوفاهم الملائكه ظالمين انفسهم فالقوا السلم ما كنا نعمل من سوء بلى ! الله عليم بما كنتم تعملون .(سوره نحل، 28 )
ظالمان بدكار و كافران كسانى هستند كه فرشتگان (قابض ارواح ) هنگام مرگ روحشان را مى گيرند، در حالى كه آن ها به خود ظلم و ستم كرده اند، در اين هنگام تسليم مى شوند و اظهار ايمان مى كنند(ايمانى كه فرعون حين غرق شدن به وحدانيت خدا آورد) و مى گويند(خدايا ما در دنيا) كار بدى انجام نمى داديم . گفته مى شود (چنين است ) بلكه خداوند دانا است به آن چه انجام مى داديد. سپس به آن ها گفته مى شود:
فادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فلبئس مثوى المتكبرين .(سوره نحل، 29)
حال كه دروغ مى گوييد و با اين همه گناه و جنايت ، منكر گناهان خود مى شويد ، از درهاى جهنم داخل آن شويد و جاودانه در آن بمانيد آنجا چه جاى بدى براى متكبران و ظالمان است.
- برگرفته ار کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت الله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیستم آذر 1386
|
به ياد مرگ و سراى بعد از آن (عالم برزخ و قيامت) بودن ، بهترين موعظه و سازنده ترين اندرز براى هر انسان است و توجه داشتن به آن ، اثر عميقى در شكستن شهوات و پايان دادن به آرزوهاى دور و زدودن زنگار از آئينه دل دارد. غفلت نمودن از مرگ ، انسان را به پستى ، بى باكى ، بى دينى و بى غيرتى مى كشاند، قلب را مى ميراند و او را از هر حيوانى گمراه تر و فرومايه تر مى كند.
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله سئوال كردند: زيرك ترين مؤ منان چه كسانى هستند؟ فرمود: كسى كه بيشتر به ياد مرگ بوده و خود را براى آن آماده كن(محجة البيضا، جلد 8، ص 242).
از امام صادق عليه السلام در اين باره نقل شده : به ياد مرگ بودن ، خواهش ها و هوس هاى نفسانى و شهوتهاى سركش را در درون آدمى ، مى ميراند و ريشه هاى غفلت را از دل مى كند، قلب و دل را به وعده هاى الهى نيرو مى بخشد، طبع و خوى بندگى را در نهاد انسان نرمى مى دهد و لطافت مى آفريند، نشانه هاى هواپرستى و رنگ و رنگارهاى دل باختگى به دنيا را در هم مى شكند، شعله هاى حرص و طمع را خاموش مى كند، دنيا را در نظر انسان پست و كوچك مى گرداند. اين است معنى سخن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه فرمود: يك ساعت فكر كردن از هفتاد سال عبادت بهتر است (محجة البيضا، جلد 8، ص 242).
خداوند متعال مرگ و حيات را در چند جاى قرآن فقط به خود نسبت مى دهد. در يك جاى آن فرموده :
له ملك السموات و الارض لا الله الا هو يحيى و يميت (سوره اعراف ، 157).
خداوندى كه حكومت آسمان ها و زمين از آن او است ، خداوندى كه معبودى شايسته پرستش جز او وجود ندارد، خداوند، زنده مى كند و مى ميراند و نظام حيات و مرگ به فرمان او است.
در آيه ديگر مى فرمايد:
و الله يحيى و يميت و الله تعلمون بصير (سوره اعراف ، 157).
خداوند، زنده مى كند و مى ميراند (و بهر حال مرگ و حيات به دست او است .) و خداوند، از همه اعمال بندگان با خبر است.
فقط در يكى از آيات به علت مرگ و حيات انسان اشاره كوتاهى مى كند. آن جا كه مى فرمايد:
الذى خلق الموت والحياة ليبلوكم ايكم احسن عملا و هو العزيز الغفور( سوره ملک، 2).
خداوند آن كسى است كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك بهتر عمل مى كند و او عزيز و غفور است.

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه دوازدهم آذر 1386
|
قرآن مجيد، مرگ و گرفتن جان ها را به سه طايفه نسبت مى دهد و مسئوليت آن را با سه كس مى داند.
1- مسئوليت آن با خداست . او جان مخلوقات را مى گيرد. قرآن در اين باره مى فرمايد:
الله يتوفى الانفس حين موتها. (سوره زمر، 42)
خداوند جان (مخلوقات را) به هنگام مرگ مى گيرد.
2- نسبت مرگ با ملك الموت است . قرآن در اين باره مى فرمايد:
قل يتوفاكم ملك الموت الذى و كل بكم . (سوره سجده، 10)
اى پيامبر به مردم بگو: ملك الموت ماءمور (گرفتن جان شماست ) و روح شما را مى گيرد، سپس به سوى پروردگارتان باز مى گرديد.
3- نسبت آن را به ملائكه داده است . در يك جا مى فرمايد:
الذين تتوفاهم الملائكة طيبين .( سوره نحل، 32)
پرهيزكاران كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مى ستانند در حالى كه طيب و پاكيزه اند از همه بدى ها و زشتى ها.
در جاى ديگر مى فرمايد:
الذين تتو فاهم الملائكة ظالمى انفسهم .( سوره نحل، 28)
كافران كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مى گيرند در حالى كه بر خويشتن ستم كرده اند.

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه سوم آذر 1386
|
امام صادق(ع) : مرگ براى مؤ من بهترين بوى خوش است كه آن را جلوى بينى خود برده و كشد. لذتى تمام برده و به دنبال آن به خواب مى رود و تمام درد و رنج و ناراحتى او از بين مى رود.
اميرالمؤ منين(ع): مرگ چيزى است كه به نعمت هاى جاويد، يا به عذاب هاى دائم بشارت مى دهد، يا چيزى مبهم و نامعلوم است . دوستان و مطيعان ما را به نعمت هاى جاويد و دشمنان و مخالفان ما را به عذاب دائم بشارت مى دهد، مرگى كه مبهم و نامعلوم است . مربوط به مؤ منينى است كه در گناه زياده روى كرده اند، شايد به شفاعت ما برسند و از عذاب نجات يابند و شايد شفاعت ما شامل حالشان نشود و به عذاب گرفتار آيند و عذاب از سيصد هزار سال كمتر نباشد.
امام حسن مجتبى (ع): مرگ براى مؤ منان بهترين سرور و خوشحالى است مانند وقتى كه انسان را از زندان تنگ و تاريك و كثيف به باغ هاى سبز و خرم منتقل كنند و براى كفار مانند آن است كه آنها را از باغ هاى باصفا و پر درخت و نعمت به سوى آتش سوزان انتقال دهند.
امام حسين (ع): مرگ مانند پل است كه از يك طرف آن عبور كنيد و به طرف ديگر رويد كه اين طرف پل ، ناراحتى و سختى و مشكلات فراوان باشد و آن طرف باغستان ها و كاخ هاى مرفه و پرنعمت . آيا كدام از شما ناراحت است كه از زندان تاريك و پر جانور به سوى قصرهاى عالى انتقال يابد.مرگ براى دشمنان ما، مانند كسى است كه او را از قصرها به سوى زندان برند.
- معانى الاخبار، ص 287

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
|
كل نفس ذائقة الموت ثم الينا ترجعون( عنكبوت آيه 57).
هر انسانى مرگ را مى چشد، سپس به سوى ما باز مى گرديد.
آيه به قانونى اشاره مى كند كه بر تمام موجودات زنده جهان حاكم است . مى گويد: تمام زندگان ، خواه ناخواه روزى مرگ را خواهند چشيد. اين واقعيتى است كه اگر ما آن را فراموش كنيم هرگز ما را فراموش نخواهد كرد.
در حديثى آمده است : وقتى آيه شريفه كل من عليها فان) الرحمن آيه 26) تمام كسانى كه بر روى زمين هستند فانى مى شوند نازل شد ملائكه گفتند:
فرمان مرگ اهل زمين صادر شد!0
و هنگامى كه آيه كل نفس ذائقة الموت ) آل عمران ، آيه 185)هر انسانى مرگ را مى چشد. نازل گشت ، فرشتگان گفتند: فرمان مرگ ما نيز صادر شد ) تفسير كبير، ج 9 ص .(125
و راجع به مرگ عمومى تمام موجودات جهان مى فرمايد:
كل شى ء هالك الا وجهه) سوره قصص ، آيه (88
همه چيز اين جهان فانى و نابود مى شود جز ذات پاك و بى همتاى او.

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و ششم آبان 1386
|
مرگ يكى از اسرار خلقت است ، يكى از رازهاى حل نشده است كه بشر هنوز نتوانسته به اصل آن پى ببرد. آگاهى از اسرار مرگ يكى از مشكلات علم به حساب مى آيد، همان طور كه اصل حيات و زندگى نيز از اسرار و رموز مى باشد.بشرى كه هنوز از حقيقت ((حيات )) كه هم اكنون ، در پرتو آن به لذت بردن و برخوردار شدن از شئون زندگى مشغول است ، اطلاع درستى ندارد، طبيعى است كه از حقيقت ((مرگ )) كه هنوز به آن نرسيده و طعم آن را نچشيده است اطلاع صحيحى نخواهد داشت .
آيا بشر با اين جهل وسيعى كه نسبت به ((بدن )) خود دارد چگونه مى تواند در مقام شناسايى حقيقت ((روح )) كه غير از ((بدن )) است و آفرينش آن ، آفرينش ديگر و طرز خلقت آن ، طرز مخصوصى است اظهار علم و اطلاع نمايد؟ تا چه رسد به اين كه بخواهد درباره ((مرگ )) كه يكى از آثارش جدايى ((روح )) از بدن است ، اظهار علم و اطلاع كند.
ما قسمت مهمى از عمر خود را در خواب به سر مى بريم و هنوز حقيقت آن را نفهميده ايم ، نمى دانيم چگونه به خواب مى رويم و چگونه خواب مى بينيم . بسا در عالم خواب با صحنه هاى سرورانگيز و يا هراس ناك روبه رو مى شويم . احيانا حوادثى را كه هنوز واقع نشده و در آينده واقع خواهد شد در خواب مى بينيم !؟ سپس به همانگونه كه در خواب ديده ايم در بيدارى مشاهده مى نمائيم و با خود مى انديشيم ، راستى حقيقت ((خواب )) چيست ؟ ((خواب ديدن )) يعنى چه ؟ انسان چگونه در خواب از وقايع آينده عمرش باخبر مى شود و آن چه را هنوز واقع نشده است در خواب مى بيند؟
هنگامى كه از درك حقيقت خواب ناتوانيم چگونه مى توانيم از مرگى كه در مدت عمر فقط يك مرتبه به سراغمان مى آيد اطلاع صحيحى داشته باشيم ؟

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه چهاردهم آبان 1386
|
عناوين آخرين مطالب ارسالي