تبليغاتX
طلب دیدار

-           -     -    علت نام گذاری این سوره به "نور"، آیه 35 است که در آن خداوند به عنوان نور( هدایت کننده) آسمان ها و زمین معرفی شده است .

-    احکام مجازات مردان و زنان زناکار و کسانی که به زنان مومن و پاکدامن تهمت زنا زنند، همچنین ماجرای معروف " افک" ، حکم حجاب و رعایت پاکدامنی برای جلوگیری از انحرافات موضوعاتی ست که این سوره به آن می پردازد.

-    در روایات، نسبت به آموزش و قرائت این سوره توسط زنان تاکید شده است.

 

 

 

پاکدامنی

 

-   

 

-    بهترین ارزش برای زن، پاکدامنی اوست.

-    حجاب، مایه حفظ عفت زنان و به نفع آنان می باشد.

-    اگر عفت و پاکدامنی داشته باشید، خداوند بی نیازتان می کند.

-    مردان و زنان مومن، باید همسران پاک و پاکدامن انتخاب کنند.

-    لازمه ایمان، حفظ نگاه از حرام است.

-    چشم چرانی و بی عفتی، مانع رشد معنوی انسان است.

-    در روایات آمده است کسی که در امر ازدواج واسطه گری کند، در سایه عرش خداوند می باشد.

-    حضرت عیسی (ع) : از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت را در دل می نشاند و همین برای دچار شدن انسان به فتنه کافی است.

-    حضرت علی (ع) : چشم، دل را به همراه خود می کشد. چشم قلاب شیطان است و چشم پوشی، بهترین راه دوری از شهوات است.

-    کسی که از ترس فقر ازدواج نکند، به خداوند سوء ظن برده است ... به اینکه خداوند گشایشگر داناست.

-    ازدواج، وسیله برکت زندگیست زیرا خداوند تامین زندگی عروس وداماد را وعده داده است.

 

 

  زنا

       

-     زنا از بزرگترین گناهان کبیره است.

-     نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدمات زنا، از مردان بیشتر است.

-     قرآن، ترک زنا را نشانه بندگان راستین خدا می شمرد.

-     برخی مفاسد زنا در یکی از سخنان امام رضا (ع) : 1- ارتکاب قتل بوسیله سقط جنین ، 2- بهم خوردن نظام خانوادگی و خویشاوندی، 3- ترک تربیت فرزندان، 4- از بین رفتن موازین ارث.

-     زیان های دنیوی – اخروی زنا از نظر پیامبر (ص) :  از بین رفتن نورانیت و زیبایی انسان، مرگ زود رس و قطع روزی، درماندگی هنگام حساب قیامت، غضب الهی و جهنم همیشگی.

-     هر که به ناموس دیگران تجاوز کن، به ناموسش تجاوز خواهد شد.

-     چهار چیز است که در هر خانه ای باشد، آن خانه ویرانه است و برکت ندارد. 1- خیانت، 2- دزدی، 3- شرابخواری، 4- زنا .

-     زنا کار، مشرک است.

 

 

تهمت

 

-    در میان گناهان، تنها گناهی که حتی دوست داشتن آن گناه کبیره است، تهمت است.

-    آبرو و حفظ آن در اسلام، مورد توجه است.

-    سخن گفتن برای دفاع از آبروی مسلمان واجب است.

-    نقل تهمت ها و شایعات از گناهان کبیره است. کسی که کار زشتی را شایع کند، مانند کسی است که آن را مرتکب شده است.

-    کلمه " افک" در لغت به معنی انصراف از حق به باطل است. تهمت زدن نیز نوعی پوشاندن حق و جلوه دادن باطل است.

-    در گناه افک چندین گناه نهفته است: دروغ، سوءظنبه مومن، ایذاء مومن، قذف، اهانت، آزردن پیامبر، تضعیف خاندان رسالت و شایعه پردازی.

-    گواهی کافر ، بعد از ایمان پذیرفته می شود ولی کسی که حتی یک بار به دیگران تهمت زند، شهادتش (گواهی اش) هرگز اعتبار ندارد.

-    تهمت زنا از نظر قرآن به قدری زشت است که در مجازات مجرم، فاصله تهمت زنا با خود زنا، بیست ضربه شلاق است.

-    توبه کسی که آبروی زنان پاکدامن را با تهمت زنا برده این است که در محضر مردم گفته خود را تکذیب نماید.

-    لعنت دنیا و آخرت همراه با عذاب عظیم، تنها مخصوص کسانی است که آبروی افراد پاک را می برد.

کلمات خبیث مثل تهمت و افترا شایسته افراد خبیث و سخنان پاک شایسته افراد پاک می باشد.

 

 

 

یاد خدا

 

-    موجودات آسمان و زمین و پرندگان در حال تسبیح هستند... چرا انسان غافل است ؟

-    تسبیح موجودات آگاهانه است .. چرا نسان حضور قلب ندارد؟

-    در روایات می خوانیم تمام چشم ها در قیامت گریانند مگر سه چشم : چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از گناه بسته شود و چشمی که در راه خدا بیدار بماند.

-    حضرت علی ( ع) : چیزی را ندیدم مگر آنکه خدا را قبل از آن و بعد از آن و همراه با آن دیدم.

-    تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش دارد.

-    ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک می کند.

-    همه مردم روزی خدا را باور خواهند کرد.

 

 

 

احکام الهی

 

-    تمام احکام الهی بر اساس حکمت می باشد زیرا او علیم و حکیم است.

-    تشویق به تدبر و نهی از سطحی نگری ، از سفارشات پی در پی قرآن است.

-    رسیدن به رستگاری در سایه تسلیم بودن در برابر فرمان خدا و رسول و اطاعت از آنها 1 - در شادی  و غم ها ، 2- ترس از خدا در مورد کردار گذشته، 3- رعایت تقوا در باقی مانده عمر می باشد.

-    1- ایمان و عمل، 2- نماز و زکات، 3- شکر از خداوند و والدین و 4- اطاعت از خداوند و رسول – مواردی هستند که خداوند عمل کردن به هر دو را  فقط در کنار هم قبول دارد.

-    والدین، مسئول آموزش احکام دین به فرزندان می باشند.

-    سلام کردن به اهل خانه، ادبی آسمانی، مبارک و دلپسند می باشد که در خیر و برکت زندگی موثر است.

 

 

 

سیاست شیطان

 

-    خداوند در رابطه با اشاعه فحشا نسبت به مومنین می فرماید : از گام های شیطان پیروی نکنید. نمونه پیروی از گام های شیطان : دوستی با افراد فاسق، شرکت در مجالس آنان، سپس فکر گناه، ارتکاب گناه، بعد ارتکاب گناهان بزرگ، قساوت قلب و بدعاقبتی و پایانی شوم.

-    سیاست شیطان، نفوذ تدریجی و گام به گام است.

-    شیطان به کسی فرمان می دهد که اهل پیروی از او باشد.

-    شیطان به انسان دستور گناه می دهد، اما نماز انسان را از گناه دور می دارد.

 

 

 

حدود الهی

 

-     دین تنها نماز و روزه نیست، حدود الهی نیز از ارکان دین است.

-     اجرای حدود، نشانه ایمان به خداست.

-     مجازات باید به گونه ای باشد که مایه عبرت دیگران شود.

 

 

 

بخشیدن

 

-     "عفو" به معنای بخشیدن است و " صفح" به معنای نادیده گرفتن که مرحله بالاتر از عفو است.

-     کسی که دیگران را ببخشد، به بخشش الهی نزدیک تر است.

-     هدف از عفو و گذشت، کسب مغفرت الهی باشد نه چیز دیگر.

 

 

 

   رعایت حقوق دیگران

 

-    مراعات ادب و حق دیگران، سرچشمه سعادت بشر است.

-    در روایتی آمده است پیامبر اکرم (ص) از ورود مردان به خانه زنانی که اولیای آنان حضور ندارند نهی فرموده است.

-    ورود به خانه دیگران به صورت سرزده حرام است.

 

 

 

دین اسلام

 

-    دین اسلام، تنها دین  مورد رضایت الهی ست.

-    دین از سیاست جدا نیست، بلکه سیاست و حکومت برای حفظ دین است.

-    پیروزی نهایی اهل حق، یک سنت الهی می باشد

-    هدف از پیروزی و حکومت اهل ایمان، استقرار دین الهی در زمین و رسیدن به توحید و امنیت کامل است.

 

 

الحمدلله رب العالمین

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه سی ام بهمن 1386 |

در وصل هم زعشق تو ای گل در آتشم

عاشــق نمی شوی کـه ببینی چــه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمــی رود 

بیــچاره مــن ، کــه ساخــته از آب و آتــشم

دیشب سرم به بالــش ناز وصـال و باز 

صبح است وسیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی ازجـور شمـع نیست 

عمری است درهوای تو می سوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهــد شــو ای شــرار محــبت کــه بیغــشم

بـــاور مکن که طـعنه طــوفان روزگار 

جــز در هــوای زلــف تــو دارد مشــوشــم

سـروی شدم به دولت آزادگی کــه سر

بــا کـس فــرو نیــاورد ایـن طــبع سـرکشم

دارم چو شمـع، سرّ غمش بر سر زبان

لب می گزد چو غــنچه خـندان کـه خامــشم

هر شب چـو ماهـتاب به بالین من بتاب

ای آفــــتاب دلــکش  و مــــاه  پــــریوشــم

گـر زیر پیرهن شــده، پنهان کـنم تو را

ســـحر پـــری دمــیده  بــه پیــراهن کـــشم

لب بر لـبم بنه به نــوازش دمی چـو نی

تــا بشــنوی نــــوای غــزل های  دلکشـــم

ساز صبا به نــاله شــبی گفت شهریــار   

این کار توست من همه جور تـــو می کشم

 

- شهریار

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 |

توکل یعنی اجازه دادن به خداوند

که خودش تصمیم بگیرد!

تو فقط بخواه و آرزو کن

اما پیشاپیش شاد باش!

و ایمان داشته باش که رویاهایت

هم چون بارانی در حال فرو ریختنند!

پیشاپیش شاد باش و شکر گذار

چرا که خداوند نه به قدر رویاها

بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد!

هر چه شادتر، امیدوارتر و شاکرتر باشی

نعمت های بی شماری را نیز

نصیب خواهی برد.

 

نگو که به دیگران بخشید و از تو دریغ کرد!

خداوند نه به ظاهر

بلکه به درون انسان می نگرد

و برای تحقق رویاها و اجابت دعاها

به جستجوی دل هایی است که

لبریز از امید و ایمان باشند

نه صورتی انسان گونه!

 

اگر ایمان تو به دست یابی به رویاهایت کامل باشد

و بتوانی لذت آن چه را که می طلبی از هم اینک در درون خود احساس کنی

و خود را در شرایطی قرار بدهی که گویی به آن ها رسیده ای

آن وقت نرسیدن ناممکن خواهد بود!

 

مطمئن باش که خداوند هرگز خسیس نیست!

و آنچه را که به دیگران داده

به تو نیز عطا خواهد کرد.

- مجله موفقیت        

نوشته شده توسط ریحانه در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 |

انسان خلیفه ا... است

جانشین خداوند

و آشکارترین تجلی او در زمین

این تقدیری است که خود او

برای انسان رقم زده.

اما در قبال این لطف بزرگ، انتظار دارد

که زندگی انسان، شایسته این تجلی باشد!

پیش از آن که ما را به زمین بفرستد

قوانین زندگی

و اصول این حیات تازه را به ما آموخت

و از ما تعهد گرفت که

" جز او را نپرستیم

نترسیم، مگر از خشم او

و امید نبندیم الا به رحمت او"

یعنی تنها ایمان مان را طلب کرد.

خواست که نسبت به او مومن باشیم

نه چیزی بیشتر  و نه چیزی کمتر.

کوتاهی از این اصول

یعنی سقوط از مرتبه انسان:

" ایشان چهارپایانند، بلکه گمراه تر" ( سوره اعراف، آیه 179).

 

- مجله موفقیت

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 |
اگر احساس رنج کردی

بی حکمت نیست

چیزی در دلت هست که باید بسوزد

تا تو پاک شوی.

هستند کسانی که می بخشند

اما نه برای شادمانی

می بخشند

اما نه با درد و رنج

می بخشند

اما در بخشش خویش

فضیلتی برای خود قائل نمی شوند.

اینها چنان می بخشند که

گویی گیاه هماره سبز و وحشی مورد

در  دره های دور

بی آنکه چشم انتظار رهگذری باشند

عطر خود را در هوا می پراکنند.

گل ها

عطر خود را به باد می سپارند

تا آن را به هر کجا که می خواهد ببرد.

گل ها

هیچ وقت به این فکر نمی کنند که

آیا کسی که رایحه آن ها را استشمام می کند

ارزش و لیاقتش را دارد یا نه.

- مجله موفقیت

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 |

* يكى از نمازهاى مستحب ، نماز باران  است . اين نماز با شرايطى كه گفته مى شود برگزار مى گردد و در آن مردم از خداوند باران مى طلبند تا خشكسالى وقحطى برطرف شود وبراى زراعت ها باران ببارد. به اين نماز، نماز استسقا هم گفته مى شود.
* در اين باره ، به كلام امام خمينى قدس سره در تحرير الوسيله  استناد مى كنيم :نماز باران مستحب است ، آنگاه كه آب نهرها كاهش يابد و باران نيايد. سبب نيامدن باران به خاطر گسترش گناهان ، ناسپاسى نعمت ها، نپرداختن حق مردم ، كم فروشى ، ظلم ، نيرنگ ، ترك امر به معروف و نهى از منكر، نپرداختن زكات و حكومت و قضاوت بر خلاف حكم خدا و ... است كه موجب خشم پروردگار و نيامدن باران مى شود.
* نماز باران ، مثل نماز عيد فطر و قربان ، دو ركعت است كه گروهى خوانده مى شود. در هر ركعت يك حمد و يك سوره ، و در ركعت اوّل پنج تكبير دارد و در ركعت دوّم چهار تكبير. پس از هر تكبير در هر ركعت ، يك قنوت است .بهتر است در قنوت دعايى خوانده شود كه طلب باران در آن است .
 آداب اين نماز از جمله عبارت اند از: 
1-  بلند خواندن حمد و سوره .
2-  سه روز رزوه گرفتن به نحوى كه روز سوم ، دوشنبه يا جمعه باشد.
3- بيرون رفتن امام جماعت همراه با نمازگزاران به صحرا در نهايت وقار و آرامش و خشوع و حالت نياز، و انتخاب جايى تميز براى نماز، و داشتن حالتى نيازمندانه و ترحّم انگيز، مثلا پابرهنه بودن .
4-  منبر را با خود به صحرا ببرند، مؤ ذّن ها همراه مردم باشند، پيران و كودكان و چهار پايان را هم با خود ببرند، و بچّه ها را از مادران شان جدا سازند تا گريه ها ضجه ها زياد شود و سبب نزول رحمت گردد.
5- پيشنماز، پس از نماز، رداى خود را دگرگون سازد، يعنى قسمت راست را به سمت چپ و سمت چپ را به راست بگرداند و با صداى بلند صد مرتبه تكبير به طرف راست و صد بار تسبيح به سمت چپ بگويد و صد بار حمد و شكر خدا بگويد. مردم هم همصدا با او ذكر بگويند، و آنگاه دعا كند. مردم هم دعا كنند و آمين بگويند و بسيار تضرّع و ناله نمايند.
6- بهتر است در دعاها از آنچه از امامان معصوم عليهم السلام نقل شده استفاده شود، از جمله :دعاى 19 صحيفه سجاديه و دعاى حضرت على عليه السلام در مورد نماز باران .
* آنچه رحمت الهى را جلب مى كند، شكسته دلى و خضوع و خلوص و توبه مردم و توجّه آنان به سوى پروردگار است . گاهى ممكن است خداوند از روى ترحّم به حيوانات نيز باران رحمتش را بر همه ، از جمله آدميان نازل كند.
در حديث آمده است :حضرت سليمان عليه السلام با اصحاب خويش براى نماز باران مى رفتند. حضرت مورچه اى را ديد كه سر به سوى آسمان بلند كرده و عرض مى كند: خدايا! ما آفريده اى از آفريدگاران توئيم كه از روزى تو بى نياز نيستم . ما را به خاطر گناهان بنى آدم ، نابود مكن . حضرت سليمان به همراهانش فرمود: برگرديد! با دعاى ديگرى غير از شما، سيراب شديد.

- برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه سیزدهم بهمن 1386 |

- گاهى عبادات اسلامى ، غير از جهات روحى و معنوى ، آثار و جنبه هاى سياسى و اجتماعى هم دارد، به خصوص آنچه كه به صورت آشكار و گروهى با آداب و ويژگى هاى خاص اجرا مى شود. نماز جمعه ، يكى از اين آيين هاى مقدس و با شكوه است كه امّت نمازگزار، در كنار بركات معنوى و ثواب عبادت ، به آثار و نتايج اجتماعى آن نيز نايل مى شود.
- نماز جمعه ، مظهر شكوه اسلام و عظمت مسلمين و وحدت بخشِ صفوف و خنثى كننده توطئه ها و تفرقه افكنى هاست .
- نماز جمعه ، دو ركعت است كه همراه با دو خطبه از سوى امام جمعه به جاى نماز ظهر روز جمعه خوانده مى شود. در خطبه هايش ، علاوه بر دعوت به تقوا و طرح مسائل اخلاقى و سازنده كه از واجبات خطبه است ، طرح مشكلات مردم و مسائل اجتماعى مسلمانان و آگاهى هاى سياسى و هشدار نسبت به خطرها و دشمن ها و ... نيز ضرورى است و همين محتوا، به نماز جمعه تاءثير فراوان در زمينه روشنگرى انديشه ها مى دهد.
- ضرورت شركت مستمر در نماز جمعه ، مورد تاءكيد اسلام است و اگر كسى بى دليل و عذر در جماعت مسلمانان و نماز جمعه آن ها شركت نكند، نشانه نوعى نفاق است .
- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : هر كس سه جمعه پياپى ، بدون عذر و بيمارى ، عمدا در نماز جمعه شركت نكند بر دل او مُهرى از نفاق زده مى شود.
- نماز جمعه ، حج مساكين است .     

 - نماز جمعه ياد خداست و خداوند در قرآن مى فرمايد: اى مؤ منان ! هرگاه به نماز روز جمعه فراخوانده مى شويد، به سوى ياد خدا بشتابيد و داد و ستد را رها كنيد.
- روز جمعه ، روز تعطيلى مسلمانان است تا در كنار نظافت و استراحت ، به تقويت بُعد معنوى و اجتماعى خود بپردازند.
- دشمنان اسلام ، كه همواره در صدد تفرقه و تضعيف مسلمانان اند، از برگزارى مراسم نماز جمعه ناراحت مى شوند و تلاش در شكستن اين سدّ استوار ايمانى دارند.
- امام خمينى قدس سره مى فرمود: نمازهاى جمعه را با شكوه بجا بياوريد، و نمازهاى غير جمعه را هم ، كه شيطان ها از نماز مى ترسند، از مسجد مى ترسند

 ...

- برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه سیزدهم بهمن 1386 |

وقتى كفار و مشركان و منافقان و اهل گناه ، در آستانه مرگ و رفتن به عالم برزخ  قرار مى گيرند، خود را در حال بريده شدن از اين جهان و قرار گرفتن در جهان ديگر مى بينند، پرده هاى غرور و غفلت از مقابل ديدگانشان كنار مى رود. گويى سرنوشت دردناك خويش را با چشم خود مى بينند. عواقب شوم عمر و سرمايه هاى از دست رفته و كوتاهى هايى كه در گذشته كرده و گناهانى را كه مرتكب شده اند، در آن جا مشاهده مى كنند. اين جا است كه ناله و فرياد آنها بلند مى شود و مى گويند:
اى پروردگار! ما را به دنيا برگردان شايد گذشته خود را جبران كنيم و عمل صالحى در برابر آن چه ترك كرده ايم به جا آوريم.  (مؤ منون ، آيه 100)
اما از آن جا كه قانون آفرينش ، چنين اجازه بازگشتى را به هيچ كس ، (نه نيكوكاران و نه بدكاران ) نمى دهد، به آنها چنين پاسخ داده مى شود:
هرگز ره بازگشتى وجود ندارد، اين سخنى است كه به زبان مى گوييد، اين كلامى بود كه در دنيا با خود داشتيد. (مؤ منون ، آيه 100)

اين سخنى است كه هرگز از اعماق دلى با اراده و آزاد برنخواسته ، اين همان سخنى است كه هر بدكارى به موقع گرفتار شدن در چنگال مجازات و هر قاتلى به هنگام ديدن چوبه دار مى گويد.
به آنها گفته مى شود: مگر در دنيا نبوديد و حجت بر شما تمام نشد؟ مگر خورشيد و ماه بر شما طلوع و غروب نداشت و مهلت تمام نشد؟ مگر حقايق به شما نرسيد؟ مگر عاجز و از مستضعفين بوديد، مگر از سرمايه هاى عمر و علم و قدرت و فراغت و امنيت به اندازه كافى و وافى در اختيار نداشتيد؟ چرا عمل نكرديد؟ با غفلت مى خوابيديد و بيدار مى شديد؟ مگر خواب و بيدارى ها نمونه اى از مرگ و حيات نبود؟ مگر هزاران بار نمرديد و زنده نشديد؟ آيا اين مقدار براى شما كافى نبود؟
مگر صدها بار در تشييع جنازه ها شركت نكرديد و در مجالس ختم و ترحيم حضور به هم نرسانديد و صداى ناله آن مسكين در قبر را نشنيديد كه مى گفت : خدايا! مرا براى تدارك اعمال ، براى بيدارى و هشيارى ، براى پيمودن راه به سوى محبوب مطلق به دنيا برگردان . آيا اينها براى شما كافى نبود؟
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى جنازه اى را به سوى قبرستان حمل مى كنى ، خود را چنين پندار كه تو آن جنازه اى هستى كه به دوش مردم حمل مى شوى ، چنين پندار كه تو از پروردگارت مسئلت نموده اى ترا به دنيا برگرداند و خداوند دعاى ترا مستجاب نموده و به دنيا بازگردانيده است ! حال ببين چگونه در اعمال خود تجديد نظر مى كنى و گذشته را تدارك مى نمايى !

قرآن در اين باره مى فرمايد: اگر آنها را به دنيا برگردانيم باز به همان اعمال و كردار سابق بر مى گردند و آنها در اين حرفى كه مى زنند دروغ مى گويند.  (انعام ، آيه 28)

 

- برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 |

عالم برزخ براى همه يكسان نيست:  

1- گروهى در آن جا زندگى آگاهانه اى دارند و از نعمت هاى آن تا روز قيامت استفاده مى كنند. آنان مقربان و اولياء خدا و مؤ منين حقيقى هستند، كه از برزخ  اطلاع كامل داشته و مدت آن را خوب مى دانند.

2- گروهى ديگر هر صبح و شام در شكنجه و عذاب برزخى به سر مى برند و دائما فرياد مى زنند قيامت كى بر پا مى شود.  (مؤ من ، آيه 46.) خدايا! قيامت را بر پادار. بيچاره ها خيال مى كنند در آن موقع راحت مى شوند و از عذاب آنان خواهد بود. و اين عذاب برزخى تا روز قيامت ادامه دارد. آنان آل فرعون و قاتلين روزگار (از قبيل - ابن مجلم - معاويه - يزيد - عبيدا...زياد و غاصبين حق اهل بيت ) هستند.

۳-  گروه سوم كسانى هستند هم چون افرادى كه به خواب مى روند، گويى در قيامت از خواب سنگين بيدار مى شوند، بى خبر از مدت و زمان خواب ، هزاران سال را ساعتى پندارند! افراد مجرم و گناه كار حساب عالم برزخ  را نداند و نمى دانند چه مدتى در قبر درنگ كرده اند؟ وقتى در قيامت از آنان مى پرسند: چقدر در برزخ  توقف كرده ايد؟ قسم مى خورند و مى گويند: توقف ما در عالم برزخ بيش از ساعتى نبوده است !
قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذالك كانوا يؤ فكون  (روم ، آيه 55)
آن روز كه قيامت بر پا شود گنه كاران سوگند ياد مى كنند كه جز ساعتى در عالم برزخ درنگ نكرده اند! اين چنين آنها از درك حقيقت محروم مى شوند

برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى
نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 |

هر انسانى مايل است بداند عالم برزخ  كجا است ؟ برزخى  كه اين همه صحبت از آن مى شود، برزخى  كه اين همه آيات و روايات درباره آن نازل و وارد شده ، برزخى  كه عده اى عاشق آن و عده اى از آن گريزانند و برزخى  كه تمام انسان ها بعد از پايان عمر به آن منتقل مى شوند كجا واقع شده است ؟ آيا در همين دنيا است يا در عالم ديگر؟
عقل ما نمى تواند كه حقيقت آن را درك كند؛ چرا كه عقل ما ناقص است و خود ما هم نرفته ايم تا با چشم ديده باشيم . كسانى هم كه رفته اند يا مى روند، به ما خبرى نمى دهند؟ تنها چيزى كه درباره برزخ مى دانيم تشبيهاتى است كه در روايات وجود دارد: از قبيل اين كه تمام از زمين و آسمانها و كهكشان نسبت به عالم برزخ  مانند حلقه اى در بيابان است ! يا اين كه انسان تا زمانى در دنياست مانند طفلى كه در شكم مادر است و از عالم دنيا اطلاعى ندارد. وقتى متولد شد و پا به دنيا گذاشت وسعت آن را مى داند، و به نعمت هاى آن پى مى برد.
انسان هم ، تا زمانى كه در عالم دنيا باشد وضع عالم برزخ  را نمى داند و از آن اطلاع ندارد. فكر مى كند دنيا بهترين و بزرگ ترين عالم است . مانند طفلى كه در رحم مادر است و آن را بزرگ ترين عالم مى پندارد .اما وقتى انسان از دنيا رفت و به عالم برزخ  وارد شد. متوجه مى شود كه عالم دنيا از شكم مادر هم براى او تنگ تر بوده است ؟ در آن جا ديگر محدوديت غذايى و مكانى و زمانى ندارد؛ زيرا اين محدوديتها در عالم ماده است و برزخ  از جنس عالم ماده نيست .
همين طور كه عالم دنيا به رحم مادر محيط است و رحم مادر نسبت به دنيا ذره اى بيش نيست . عالم برزخ  هم به دنيا محيط است و در مقابل آن ، ذره اى بيش نخواهد بود.
اطلاعاتى كه انسان در دنيا دارد در مقابل اطلاعاتى كه در عالم برزخ  به دست مى آورد اندكى بيش نخواهد بود، چيزهايى كه خداوند به انسان عنايت مى كند قابل قياس با دنيا نيست . قرآن مى فرمايد
فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يكسبون  (سوره سجده ، آيه 7)
هيچ كس نمى داند كه چه پاداشهاى مهمى كه مايه روشنى چشمها مى گردد براى آنها نهفته شده است پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى گويد: خداوند مى فرمايد: من براى بندگان صالحم نعمت هايى فراهم كرده ام كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر فكر كسى نگذشته است.

 

- برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه نهم بهمن 1386 |

آداب نماز، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود، در هر سه بخش نماز جارى است :
1-  مقدّمات نماز، يعنى امورى كه بايد قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت .
2- مقارنات نماز، يعنى اعمال و آداب متن نماز.
3- تعقيبات نماز، يعنى امور پس از نماز.

تعقيبات نماز 


-- نماز كه پايان يافت ، بايد نشست و دعا خواند و ذكر گفت و خدا را ستايش كرد و از او حاجت خواست و حالت معنوى نماز و صورت زيباى عبادت و بندگى را، تا مدتى پس از اتمام نماز، نگه داشت . استمرار بخشيدن به حالت نماز و خواندن دعاهاى مستحب ، تعقيب  نماز است .
-- تعقيبات ، نوعى بدرقه نماز است . همانگونه كه اذان و اقامه نوعى استقبال از نماز است .
-- نماز، فريضه اى الهى است . ولى پيش از نماز، در مسجد و مصلاّ به انتظار آن نشستن ، اذان و اقامه گفتن ، ذكرها و دعاهاى مستحب پيش از نماز را خواندن ، به استقبال نماز رفتن است . و تعقيبات هم ، بدرقه آن محسوب مى شود. بى اعتنايى به تعقيبات ، بى علاقگى به نماز را مى رساند.
-- پس از پايانِ فريضه و نيايِش واجب ، دعا و مناجات مستحب آغاز مى شود.
-- امام صادق عليه السلام مى فرمايد: همين كه از نماز واجب فارغ شدى ، به دعا و تعقيب نماز مشغول شو. دعاى بعد از نمازِ صبح و ظهر و مغرب ، مستجاب مى شود.
-- دعاهاى و تعقيب هاى مشترك و مخصوص هر نماز، در كتاب هاى دعا آمده است .
تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام 
-- از بهترين تعقيبات نماز، تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام است . اين ذكر عالى را رسول خدا صلى الله عليه و آله به دختر گرامى اش آموخت :34 مرتبه اللّه اكبر، 33 مرتبه  الحمدللّه  و 33 مرتبه سبحان اللّه.  اين صد بار ستايش خدا به بزرگى و شكر نعمت هايش و تنزيه و تقديسش ، به فرموده امام صادق عليه السلام از هزار ركعت نماز مستحب ، نزد خدا برتر است .
-- امام باقر عليه السلام فرموده است : در ميان ستايش ها، بهتر از تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام نيست ، و اگر مى بود، رسول خدا به فاطمه عليها السلام تعليم مى داد.
-- آنچه لازم است ، تاءنّى ، تاءمّل وتوجّه در اين تسبيحات است .
-- تنها نبايد چرخش سريع زبان و كلماتى تند و نامفهوم باشد. اين تسبيحات ، هر چه با وقار و با توجّه به معناى اين سه ذكر مهمّ باشد، نزد خدا با ارزش تر و براى انسان سازنده تر است .
سجده شكر 
-- سجده شكر نيز يكى از تعقيبات نماز است .
-- به شكرانه نعمت هاى بى پايان و بى شمار خداوند، پس از نماز، سر بر خاك نهادن و نعمت هاى او را به ياد آوردن ، و شكر گفتن و حمد كردن ، اعمالى است كه هم محبّت خدا را در دل انسان مى افزايد و هم انسان را نزد خدا محبوب و مقرّب مى سازد و هم سبب افزايش نعمت ها مى شود.
-- در روايات بسيارى روى اين سجده ، سفارش شده است ، حتّى اگر چيزى هم نگوييم ، به شكرانه نعمت ها و سپاس از توفيق طاعت و بندگى ، پيشانى و صورت بر زمين نهادن و حالت سپاس گرفتن ، شكر است . ولى بهتر است ذكرهايى چون شُكْرالِلّه ، يا حَمْدالِلّه و ... گفته شود.
-- در حديث آمده است اگر انسان به طول يك نفس كشيدن مرتب بگويد: يا ربّ، يا ربّ ... خداوند خطاب مى كند:لَبَّيْكَ، ماحاجَتُكَ؟ حاجتت چيست تا برآورم ؟
-- به تعبير امام صادق عليه السلام سجده شكر بعد از نماز، دليل كامل شدن نماز و خشنودى خدا و خوشامدن و اعجاب فرشتگان است . خداوند از آنان مى پرسد: پاداش اين بنده شاكر چيست ؟ مى گويند: رحمت تو، بهشت تو، حلّ مشكل او... خداوند مى فرمايد: همانگونه كه او از من تشكّر كرد، من هم از او سپاسگزارم . اين جمله مى فهماند كه رضايت و سپاس الهى از همه نعمت ها برتر است .

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هشتم بهمن 1386 |

آداب نماز، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود، در هر سه بخش نماز جارى است :
1-  مقدّمات نماز، يعنى امورى كه بايد قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت .
2- مقارنات نماز، يعنى اعمال و آداب متن نماز.
3- تعقيبات نماز، يعنى امور پس از نماز.

 

مقارنات نماز

 
در محراب نماز
غير از حركات ظاهرى نماز، كه هر كدام فلسفه و رازى دارد، و غير از ذكرها و تسبيح هاى آن ، كه هر كدام مفاهيم بلندى را در بر گرفته است ، روح نماز، همان توجّه  است . نمازگزار با اخلاص و آگاهِ به رمز و راز عبوديت ، بايد همواره و در تمام لحظات و فقرات نماز، بداند كه چه مى كند، در چه مقامى ايستاده است ، با كه سخن مى گويد، طرف خطابش كيست و حرف و خواسته اش چيست .
اين حضور قلب ، عنصر اصلى سازندگى نماز و ياد خدا است كه فلسفه بلند و عميق نماز است .
آشنايى به مفاهيم جملات قرائت و ذكرها، و توجّه به معناى اعمال و حركات در نماز، زمينه ساز پيدايش خشوع قلبى و خضوع جسمى و توجّه باطنى به معبود يكتاست . با اين تذكّر، وارد نماز مى شويم :


1-  نيّت  
- نيّت ، تعيين كننده ارزش هر عمل است .
- اگر عبادتى ، از جهت نيّت ، خلل يابد و نمازگزار، دچار ريب و ريا گردد، كارهایش بى نتيجه و عبادتش فاسد و رنجش بى اجر خواهد بود.                                                                                                                                   - نيّت چيست ؟ انگيزه آگاهانه نسبت به هر عمل نيّت  آن است و در عبادت ، اين انگيزه بايد خدايى باشد و نماز به خاطر رضاى الهى و در جهت تاءمين خواسته او و اجراى فرمانش و به قصد نزديك تر شدن به خدا (قصد قربت ) انجام گيرد.
- گر در عبادت و نماز، چنين نيّت خالصى وجود داشت ، عامل قرب مى شود وگرنه جز دورى از خدا بازدهى ندارد.
- نيّت ، آگاهى و توجّه به عمل و هدف آن است . هدف نماز كه ياد خدا ست بايد همواره در دل و ذهن نمازگزار، زنده باشد و انگيزه هاى مادّى و غير خدايى از جمله جلب رضايتِ مردم ، ريا، خودنمايى و شهرت در دل و فكر، راه پيدا نكند.
- رنگِ الهى  به هر كارى بخورد، آن را ارزشمند و جاودان مى سازد.
- در سايه نيّت خالص ، كار كم ، زياد مى شود. عمل كوچك ، عظمت مى يابد، انفاقى اندك ، پاداشى عظيم مى يابد، كار دنيايى و مادّى ، به عملى اخروى و معنوى تبديل مى شود.
- اگر كسى عمرى در عبادت و روزه و جهاد و انفاق بگذراند، ولى نه بخاطر خدا، همه اش تباه است ، و اگر دِرهمى انفاق ، مرتبه اى جهاد، گامى كوچك ، سجده اى كوتاه ، براى خدا باشد، نزد خدا محفوظ است و از پاداش خدايى برخوردار.
- امام صادق عليه السلام فرموده است : هر كه در كار اندك خود، هدف خدايى داشته باشد، بيش از آنكه خودش بخواهد، خداوند كار او را بيشتر جلوه مى دهد و هر كه از كار زياد، جلب نظر مردم را بخواهد خداوند، كارهايش را در ديد شنونده ، اندك جلوه مى دهد.
- به تعبير امام صادق عليه السلام : دل حرم خداست ، و در اين حرم و حريم ، نبايد غير خدا راه يابد.

اخلاص
- كمياب ترين گوهرها اخلاص در عمل است . يعنى كارى را فقط براى خدا خالص ساختن وچيزى را شريك او نساختن .
- بسيارى اوقات رعايت مصالح شخصى يا جلب منافع يا جلب توجّه ديگران يا انگيزه هاى دنيايى ، خط دهنده اعمالِ ماست . اگر بتوانيم نيّت خود را خالص كنيم ، رستگاريم و همين عمل براى ما مى ماند.
- على عليه السلام فرموده : عمل و علم و دشمنى و گرفتن و نگرفتن و سخن و سكوت خويش را تنها براى خدا خالص گردان .
- در عبادت و نماز، بايد قصد قربت كرد. حتّى اگر گوشه اى از آن براى غير خدا باشد عمل باطل است و نزد خداوند، نامقبول .
- حتى اگر نماز را براى خدا بخوانيم ولى انتخاب مكان و زمان و نحوه خواندن و ... براى غير خدا باشد، باطل است . در عبادت خدا نبايد ديگرى را شريك ساخت . قرآن مى فرمايد:احدى را شريك عبادت خدا قرار ندهيد.
- ورود شرك و ريا به عمل انسان ، طبق حديث ، از حركت مورچه در شبى تاريك ، روى سنگ سياه و سفت ، بى نمودتر و مخفى تر است ! ...

 - امام على عليه السلام : اخلاص ، بلندترين قلّه ايمان است .
- عمل بدون اخلاص ، آفت خيز است و نابود شدنى . نيّت استوار و خالص ، باعث مى شود انسان هرگز سست و خسته نشود و به عجز و به بن بست نرسد.
- راههای رسیدن به اخلاص ، ياد كردن از نعمت هاى پروردگار ، ترس از رسوايى رياكارى و  توجّه به كوچكى و بى ارزشى و گذرا بودن دنيا و جلوه هاى مادّى آن است .
- پيامبر فرموده است :آنكه چهل روز، خالصانه عمل كند، چشمه هاى حكمت از قلبش ‍ بر زبانش جارى مى شود.
- اخلاص ، ثمره يقين است . اگر كسى ايمانى از روى يقين به خدا و قيامت و بهشت و جهنم و حساب و كتاب داشته باشد، جز براى رضاى حق تعالى عبادت و عمر نمى كند. 

- آنكه اخلاص دارد، نورانيتى در دل ، توفيقى در عمل ، پاداشى در دنيا و آخرت ، عاقبت بخيرى و خوش نامى ، محبوبيّت و نام نيك خواهد داشت . اين وعده الهى است كه پاداش نيكوكاران خالص و بندگان مخلص ضايع نمى شود.
                                                                                                                
نشانه هاى اخلاص: عدم توقّع از ديگران-  توجّه به تكليف ، نه عنوان -  پشيمان نشدن - عدم تاثير استقبال يا بى اعتنايى - يگانگى ظاهر و باطن 


2- تكبير 
اللّهُ اكبر
-- خدا بزرگ تر است . بزرگ تر از هر چه به وصف آيد و در ذهن و زبان بگنجد. بزرگ تر از آنچه مى گويند و مى خوانند و مى شناسند. بزرگ تر از فكر و خيال و انديشه ما و در واقع بزرگ تر از آنكه با ديگران مقايسه شود.
-- با اين كلام نماز شروع مى شود. اين شعار، تكبيرة الاحرام است ، يعنى اللّه اكبرى كه با آن به حريم نماز وارد مى شويم و غير خدا را از ياد مى بريم و براى جز او عظمتى نمى شناسيم و كارهاى خلاف را بر خود حرام مى كنيم .
-- توجّه قلبى به عظمت خدا را با تكبير بر زبان مى آوريم تا زبان مان با دل مان همصدا شود. اللّه اكبر، خط بطلانى است بر همه قدرت هاى طاغوتى ، وسوسه هاى ابليسى و جاذبه هاى مادّى .
-- انسان هر چه خداشناس تر شود و عظمت ها و نعمت ها و قدرت هاى الهى را بيشتر بشناسد، جز خدا هر چه هست در نظرش كوچك مى شود و خدا بزرگ تر از هر چيز، آرى ... اللّه اكبر
-- مرحوم فيض كاشانى مى گويد: هرگاه در نماز، حلاوت و شيرينى مناجات را يافتيد، بدانيد كه تكبير شما مورد قبول و تصديق خداوند قرار گرفته ، و اگر چنين نبود، بدانيد كه خداوند، شما را نپذيرفته و سخن تان را تصديق نكرده است.


3- قرائت  
سوره حمد  و سوره توحید

4- ركوع 
-- عظمت پروردگار انسان را به ركوع و كرنش وامى دارد و خدايى او، بنده را به تواضع . ركوع ، خم شدن در برابر عظمت او و اظهار بندگى و طاعت اوست .
-- ركوع ، ادبِ عابد است و سجود قرب او. كسانى به خدا نزديك تر مى شوند كه در اظهار ادب كوتاهى نكرده باشند.
على عليه السلام ، آن قدر ركوع طولانى داشت كه عرق از ساق پايش جارى و زير قدم مباركش تر مى شد.
-- امام صادق عليه السلام بيش از سى مرتبه ، در ركوع و سجود، ذكر خدا را تكرار مى كرد.
-- ركوع ، از ركن هاى نماز است . اگر به عمد يا اشتباه فراموش شود، نماز باطل است . در هر ركعت يك ركوع واجب است ، مگر در نماز آيات كه در هر ركعت پنج ركوع دارد. و نماز ميّت كه بى ركوع است .
ركوع ، تركيبى است از فعل و ذكر. حركت و عملش ، نشان فروتنى و تواضع و خضوع است و ذكرش ، تسبيح خداى متعال سُبْحانَ رَبَّىَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ                                  

-- گروهى از فرشتگان همواره در ركوع اند. انسان راكع ، هماهنگ وهمراه با فرشتگان مى شود، همسويى و همسانى بنده اى زمينى با فرشتگان آسمانى . و چه افتخارى بالاتر از اين ؟!


5- سجود                                                                               

سُبْحانَ رَبَّىَ الْعَلیِ وَ بِحَمْدِهِ                                               
-- سجود نيز همچون ركوع ، از اركان نماز است .
-- سجده ، جز براى خداوند جايز نيست . اگر بنده اى به امر خدا سجده بر كسى يا چيزى كرده ، و اگر فرشتگان ، سجده بر آدم كردند، در واقع در برابر خداوند سجده كرده اند و اطاعت امر او به جا آوردند.
-- سجده ، تذلل و اظهار كوچكى و خاكسارى در برابر خداست . مگر نه اينكه همه آفريدگان در پيشگاه امر او و عظمت او ساجدند؟ مگر نه اينكه آفريدگان زمين و آسمان مانند خورشيد و ماه و اختران و كوه ها و درختان و حيوانات ، و توده عظيم مردمان از براى خداوند سجده مى كنند؟                                         

-- تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس /هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد
-- در سجده نيز تسبيح خدا مى گوييم و او را از هر عيب و نقص ، و هر صفتِ بشرى ، و هر عجز و ناتوانى ، و از هر آنچه به ذهن مان خطور كند و تصوّر شود، منزّه و مبرّا مى دانيم .                                                              

-- سجده ، عالى ترين درجه عبوديّت است . سجده بر زمين و آنچه از زمين است صحيح است و بر خوراكى ها و پوشاكى ها و جواهرات حرام و نماز باطل است .
-- سجده ، رمز بندگى است . پس بايد همراه با تذلّل و خشوع و فروتنى و شكسته دلى و شكسته نفسى باشد. اگر با اشك چشم همراه بود، چه بهتر! و اگر طولانى بود، فضيلتش بيشتر!
-- امام سجاد عليه السلام ، زينت ساجدان و فخر عابدان بود. در سجده ، چندان با توجّه نام خدا را تكرار مى كرد كه وقتى سر بر مى داشت بدن مباركش غرق عرق بود.
-- امام كاظم عليه السلام پس از نماز صبح سر بر خاك مى نهاد و تا روز بلند شود و آفتاب برآيد، در حال سجده بود.
-- ابراهيم خليل ، در اثر سجده هاى طولانى به مقام خليل اللّهى  رسيد.
-- خداوند، ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله را چنين معرفى مى كند :آنان را مى بينى كه در حال ركوع اند يا سجود، و اميد به فضل خدا و خشنودى او دارند.
-- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :سجده بسيار، گناهان را مى ريزد، آنگونه كه باد برگ درختان را.
-- سجده انسان ، سخت ترين و كمرشكن ترين حالت براى ابليس است . مگر نه اينكه ابليس ، به خاطر تكبّر و غرور، از سجده بر آدم امتناع كرد و رانده درگاه الهى و مطرود و ملعون ابدى شد؟
-- سجده بر خاك كربلا، ثواب نماز را بيشتر مى كند. تربت پاك سيدالشهدا، مكتب آزادى و الهام بخش جهاد و شهادت است . سجده بر اين تربت مقدّس ، انسان را با فرهنگ عاشورايى كربلا آشنا و ماءنوس مى كند.


6- ذكر سُبْحانَ اللّه 
-- اين ذكر مقدّس و پرمعنى كه در تمام عبادت ها، نيايش ها، سجده ها و ركوع ها به چشم مى خورد و به كار مى رود، حقيقتى را در بردارد كه ريشه در همه عقايد و تفكرات صحيح اسلامى دوانده است و زير بناى ارتباط انسان با خدا و صفات كمال اوست .
-- توحيد، بر اساس تسبيح خدا و منزّه دانستن او از شريك و شبيه است .
-- عدل بر مبناى تسبيح ومنزّه دانستن خدا از ستم و تبعيض و حق كشى است .
-- نبوّت و امامت نيز بر تسبيح استوار است . منزّه دانستن خداوند از اينكه بندگانش را بى حجت و راهنما رها كند و پيك هايى براى ابلاغ راه هدايت نفرستد.
-- معاد نيز بر اين پايه است . منزّه دانستن خداوند از اينكه پاداش نيكى ها و كيفر بدى ها را به نحو كامل ندهد و زندگى بشر و آن همه مجاهدات رسولان الهى به بيهودگى و بى ثمرى بيانجامد، چرا كه زندگى بى معاد پوچ است و بى هدف . سبحان اللّه ، كه خدا كار بى هدف كند و فلسفه وجودى انسان را به محدوده موقّت دنيا محدود سازد!
-- عشق به خدا نيز با پايه تسبيح است . تا او را از هر عيب و نقصى دور و پاك ندانيم ، چگونه مى توانيم دل را خانه محبّت او سازيم ؟
-- رضاى انسان هم بر اساس تسبيح است . كسى مى تواند از خدا راضى باشد كه كارهاى او را حكيمانه بداند و بر امر و دين او خرده نگيرد و آن را عيبناك نداند.
-- طاعت و بندگى نيز بر اين پايه استوار است . خضوع و خشوع ، در برابر معبودى رواست كه كمال و علم و قدرت و جاودانگى داشته باشد و اين همه در مفهوم تسبيح نهفته است .
-- توكّل و تقوا هم بر تسبيح خدا مبتنى است . تا خدا را تكيه گاهى مطمئن و مدبّرى حكيم و آفريدگارى توانا كه قدرت مطلقه هستى به دست اوست ندانيم ، چگونه مى توانيم بر او توكّل كنيم و از او و حساب و عِقابش پروا داشته باشيم ؟! تقوا هم وقتى است كه انسان ، خدا را منزّه از غفلت و جهل و بى خبرى و خواب بداند.
-- روح تعبّد و مغز عبادت ، همان تسبيح است .
-- در ميان فرمان هاى عبادى كه خدا به پيامبر عزيزش داده ، بيش از همه ، دستور به تسبيح است . شانزده مرتبه فرمانِ سَبِّح  از سوى خدا، خطاب به پيامبر به اينكه : خدا را تسبيح بگوى ، پيش از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن ، در ساعات شب و اوقاتِ روز، در صبح و شام ، و آنگاه كه بر مى خيزى ...
-- از امام سجاد عليه السلام نقل شده است كه : هرگاه بنده اى بگويد سبحان اللّه ، همه فرشتگان بر او درود مى فرستند.


7- قنوت                                                                                                                     

8- تشهّد 

9- سلام 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هشتم بهمن 1386 |

آداب نماز، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود، در هر سه بخش نماز جارى است :
1-  مقدّمات نماز، يعنى امورى كه بايد قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت .
2- مقارنات نماز، يعنى اعمال و آداب متن نماز.
3- تعقيبات نماز، يعنى امور پس از نماز.

مقدمات نماز


1- طهارت  
-  امام باقر عليه السلام فرموده است : نماز بدون وضو نماز نيست .
-  فيض كاشانى گفته است : يك مرتبه از مادّيت برخاستن و به معنويت سفر كردن دشوار است ، امّا وضو، انسان را كم كم آماده مى سازد.
-  وضو، كفاره گناهان كوچك است و خوب است انسان در همه حال با وضو باشد و حتّى هنگام خوابيدن هم وضو بگيرد.
- بى وضو دست زدن به خطّ قرآن و نام خدا و پيامبر و امامان حرام است . طهارت به منزله اجازه ورود به حضور خداست .                                                                                                                                                 طهارت ، مراتبى دارد:
1- طهارت ظاهر، از نجاسات و آلودگى ها.
2- طهارت اعضا، از گناهان و جرايم .
3- طهارت روح ، از مفاسد و رذايل اخلاقى


2- لباس و مكان نمازگزار 
لباس ، بايد پاك و مباح باشد. در نماز، بهتر است جامه سفيد پوشيده شود، انگشتر عقيق بدست باشد و از لباس هاى چرك و تنگ و سياه و لباس افراد لاابالى كه از نجاسات پرهيز نمى كنند استفاده نشود.
مكان نيز بايد مباح باشد. در جايى كه مال ديگران است ، بى اجازه و رضايت نمى توان نماز خواند و رعايت اين شرطها در نماز، هم مراعات ادب است و هم رعايت حق ديگران ..


3-  شناخت قبله 
- نماز، بايد به سوى قبله باشد، قبله ما كعبه مقدّس است . گرچه خدا در طرفِ خاصى نيست كه به او رو كنيم ، هر طرف رو كنيم ، خدا آنجاست ولى هم براى گراميداشت خاطره ابراهيم ، بنيانگذار خانه توحيد، هم براى متوجّه ساختن دل به نقطه اى مقدس ، هم براى هماهنگى و نظم عبادت كنندگان و نمازگزاران در جهت گيرى عبادى و هم براى اسرار ديگر، ماءموريم كه قبله نمازمان را كعبه قرار دهيم .
- امّت اسلام ، نماز و دعا و ذبح حيوان و حتّى خواب و خوراك را به سوى قبله انجام مى دهند، تا به موازات توجّه ظاهرى به كعبه ، دل و جان انسان نيز جهت گيرى خدايى داشته باشند و همه جا و در همه حال ، به ياد خدا و توحيد باشند.
كعبه ، هم يادگار ابراهيم و اسماعيل و محمّد صلى الله عليه و آله است ، هم نقطه شروع حركت عاشورايى امام حسين عليه السلام و هم تكيه گاه امام زمان عليه السلام در قيام جهانى خويش خواهد بود.

4- اذان 
- اذان ، شعار توحيدى مسلمانان است .
- اذان ، اعلام يكتايى خدا، رسالت حضرت محمد صلى الله عليه و آله ولايت على عليه السلام ، رستگارى در سايه نماز، و تكبير خداوند است . اذان ، فرياد بر ضدّ معبودهاى خيالى ، معرفى عقيده اسلامى ، و شعار اسلام است .
- نحستين مؤ ذّن اسلام ، بلال حبشى بود كه با اذان او، مردم به نماز حاضر مى شدند و مؤذن شدن او، دليل اعتبار تقوا و ايمان در ديدگاه اسلام است ، نه رنگ و قيافه و نژاد و ثروت !
- اذان ، هم فراخواندن امّت اسلام به شركت در نماز جماعت است ، هم آماده سازى جان و دل براى ورود به نماز.
- وقتى طنين ملكوتى اذان در فضا مى پيچد، دل مؤ منان را به سوى خدا مى كشد و بر وحشت و خشم كافران مى افزايد.
- حديثى است كه مى فرمايد: با صداى بلندِ اذان ، شيطان عصبانى مى شود و فرار مى كند.

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هشتم بهمن 1386 |

*ما بنده خداييم و غرق در نعمت هاى او، پس در هر نفسى ، نه يك نعمت بلكه صدها نعمت موجود است و بر اين نعمت ها نه يك شكر، بلكه هزاران شكر لازم است . كافى است كه اندكى چشم بصيرت بگشائيم و ببينيم لطف و فضل خدا را درباره خودمان ، آنگاه خواهى نخواهى سپاس او خواهيم گفت .

*خداوند، به ما هستى بخشيد. آنچه براى زندگى مادى و معنوى لازم داشتيم ، عطا كرد. هوش و عقل و استعدادمان داد. قطرات باران ، برگ درختان ، ماهيان دريا، پرندگان آسمان ، نور خورشيد و هدايت عقل و ولايت پاكان و راهنمايى وجدان را جهت سعادت ما ارزانى داشت .

*نماز، تشكّر از خداست كه ولىّ نعمت ماست ، هر چه داريم از اوست .البتّه اين سپاس ، براى خدا سودى ندارد، بلكه براى خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست

*چه غافل اند، آنان كه بر سر سفره نعمت خدا، عمرى مى نشينند و يكبار هم به شكرانه اين موهبت ها در آستان آن خداى متعال ، پيشانى عبوديت و سجده شكر بر زمين نمى گذارند!

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه ششم بهمن 1386 |

- قرآن مى فرمايد: خداوند، ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كند، ارواحى را هم كه نمرده اند نيز به هنگام خواب مى گيرد، سپس ‍ ارواح كسانى را كه مرگ آن ها را صادر كرده نگاه مى دارد و ارواح ديگرى كه (بايد زنده بمانند و) فرمان ادامه حياتشان را داده به بدن هايشان تا هنگام سرآمد اجل و مرگ باز مى گرداند (سوره زمر آيه 42.(

 

-  پيامبر اسلام (ص) : خواب برادر مرگ است .
-  روزى آن حضرت به اقوامش خطاب كرد و فرمود : اى پسران عبدالمطلب ! همانا پيشوا و رهبر جامعه به فاميلش دروغ نمى گويد. سوگند به آن كسى كه مرا به راستى و پيامبرى فرستاد شما مى ميريد همان طور كه مى خوابيد و بر انگيخته مى شويد هم چنان كه بيدار مى شويد.
-  شخصى از امام جواد عليه السلام پرسيد :مرگ  چيست ؟ در پاسخ فرمود: همين خوابى است كه هر شب سراغ شما مى آيد، با اين تفاوت كه مدت مرگ  حوادث تلخ و شيرينى كه براى انسان رخ مى دهد. (پس خود را براى آن ، آماده كن (
-  حضرت رسول (ص) : مردم در خوابند وقتى كه مردند، بيدار مى شوند.
از حديث اخير، چنين فهميده مى شود كه : عالم برزخ از يك نظر، در مقايسه با عالم آخرت يك نوع خواب است ، ولى نسبت به زندگى دنيا، يك زندگى بسيار وسيع تر از زندگى دنيا است .

 

برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه ششم بهمن 1386 |

- حسن و حسين دو سرور جوانان بهشت هستند.


- حسن و حسين ، بعد از من و پدرشان ، برترين اهل زمين هستند، و مادرشان برترين زنان اهل زمين است .

 

- هركه حسن و حسين و اولاد آن دو را از روى اخلاص دوست بدارد، صورتش حرارت آتش نبيند، اگر چه گناهان او به عدد ريگ بيابان باشد مگر اينكه مرتكب گناهى شود كه از ايمان خارج گردد.

 

- دوستى على در دل مؤ منين نهاده شده ، او را دوست ندارد جز مؤ من و دشمن ندارد جز منافق ، و همانا دوستى حسن و حسين در دل مؤ من و منافق و كافر نهاده شده ، و شما براى ايشان بدگوئى نمى بينى .

 

- حسن و حسين دو امام هستند، قيام كنند يا بنشينند.

 

- حسين ميوه دل من است ، او روشنى چشم من است ، او ريحانه من است .

 

اسرار عاشورا - سيد محمد نجفى يزدى

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه سوم بهمن 1386 |

- یاد بگیر که در زندگی از نقاط ضعف خود بعنوان نقاط قوت استفاده کنی.

- عشق پر بها تر از آنست که به بهانه اینکه دیگران با تو تفاوت دارند، خود را از آن پنهان کنی.

- سالم ترین و اجتناب ناپذیرترین راه برای موفقیت ، شکست است.

- شوق انسان موفق از ترس شکست خویش بیشتر است.

- هیچ قله ای خود را به زیر پای هیچ کوهنوردی نمی کشد.

- مثل یک تمبر باش ، به یک مورد بچسب تا به مقصد برسی.

- ما چیزی نمی بینیم جز پیش داوری های خود را.

- شخصیت هر فردی حاصل انتخاب و تصمیم های خود اوست.

- کسی که با دست کوتاه ببخشد ، با دست بلند از جانب خدا بخشش می یابد.

- مشکلات کاغذ کادوی هدیه ایست که خداوند برایت فرستاده و در راه است.

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه دوم بهمن 1386 |