تبليغاتX
طلب دیدار

شخصى بنام عمران ابن حصين گويد: پيامبر اكرم فرمود: اى عمران هر چيزى جايگاهى در دل دارد، هيچ چيزى در دل من هرگز همانند جايگاه اين دو نوجوان (امام حسن و امام حسين ) نبوده است ، عرض ‍ كردم : اين همه يا رسول الله ؟! حضرت فرمود: اى عمران آنچه بر تو پوشيده است بيشتر است ، اين خداوند است كه به من دستور داده است اين دو را دوست بدارم .

 

امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: پيامبر اكرم دست حسن و حسين را گرفته فرمود: هر كه ايندو جوان را و پدر و مادر اين دو را دوست بدارد روز قيامت ، در درجه من است .

 

پیامبر (ص) : فرمود: حسين منى و انا من حسين ، حسين از من است و من از حسين هستم ، محبوب خداست هر كه دوستدار حسين است .

 

اين همه تمجيد و تعظيم و بزرگداشت كه از پيامبر اكرم در سخن و عمل نسبت به امام حسين خصوصا و يا به اهل البيت عموما ابراز مى شود، همه آماده كردن زمينه هايى است ، براى تحقيق موفقيت نهضت عاشورا، چرا كه اسلام براى بقاء خود به نهضت حسينى نياز دارد و نهضت حسينى براى پيروزى و بقاء، احتياج به شخصيتى بى ترديد و والامقام و مسلم دارد، تا شهادت او، بتواند هر شبهه اى را پاسخ و تمامى جريانهاى مخالف اسلام را رسوا كند، و اين كار با گفتار و كردار رسول اعظم اسلام انجام پذيرفت .
و در همين راستاست كه وقتى سيدالشهداء شيهد شد، حتى عده اى از مخالفين اهل البيت در آن وقت ، مثل فرزند عمر و قاطبه علماء اهل سنت ، از آن زمان به بعد، يزيد را تخطئه و يا تفسيق و يا تكفير كرده اند و از سيدالشهداء تمجيد نموده اند.

 

نام سيدالشهداء بر درب بهشت و عرش نقش بسته است

  
پيامبر اكرم فرمود: چون (در شب معراج ) داخل بهشت شدم ديدم كه بر درب آن با خط طلا نوشته است :

 لا اله الا الله ، محمد حبيب الله ، على ولى الله ، فاطمة امة الله ، الحسن و الحسين صفوة الله ، على مبغضيهم لعنة الله.
يعنى : خدائى جز خداى يكتا نيست ، محمد حبيب خداست ، على ولى خداست ، فاطمه كنيز خداست ، حسن و حسين برگزيده هاى خدايند، بر دشمنان آنان باد لعنت خدا.

 

روزى پيامبر اكرم به امام حسين عليه السلام فرمود: خوش آمدى اى زينت آسمانها و زمين ، يكى از حاضرين بنام ابى ابن كعب عرض كرد: آيا جز شما كسى زينت آسمانها و زمين است ؟ حضرت فرمود: اى ابى ابن كعب ، سوگند به آنكه مرا به حق به پيامبرى مبعوث نمود، همانا حسين ابن على در آسمانها بزرگتر است از روى زمين ، نام او در طرف راست عرش ( اينگونه ) نوشته شده است :


 ان الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة    

   همانا حسين مشعل هدايت و كشتى نجات است .

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 |

حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام ، طبق آنچه مشهور است در سوم ماه شعبان سال چهارم يا سوم هجرى متولد گرديده است ، نام مباركش حسين و كنيه ايشان ابا عبدالله و ملقب به سيدالشهداء مى باشد، مادر گرامش حضرت فاطمه دختر پيامبر اكرم و پدر بزرگوارش ، حضرت على ابن ابيطالب اميرالمؤ منين ، برادر بزرگوارش امام مجتبى حضرت حسن عليه السلام ، ايشان فرزند دوم حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشد كه ميان ايشان و امام مجتبى ، كمتر از يكسال فاصله شده است ، حضرت زينب و ام كلثوم دو خواهر گرامى ايشان از نسل حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشند، هنگام رحلت پيامبر اكرم ، امام حسين عليه السلام شش يا هفت ساله بودند، اندكى پس از رحلت پيامبر صديقه طاهره مادر گراميش از ظلم دشمنان شهيد شد، مدت سى سال بعد از پيامبر با پدر بزرگوارش حضرت على عليه السلام بسر برد، و هنگام شهادت حضرت على عليه السلام سى و هفت ساله بود، مدت ده سال نيز پس از پدر با برادرش امام مجتبى عليه السلام زندگى نمود، پس از شهادت برادر حدود ده سال امامت نمود، و تا معاوية زنده بود همچنان به صلح برادرش پاى بند بود، اما پس از مرگ معاويه ، بر عليه دستگاه ظلم و فساد بنى اميه قيام نمود و سرانجام پس از شش ماه و هجرت از مدينه به مكه و از مكه به عراق ، در صحراى كربلا بخاطر احياى اسلام ناب محمدى و افشاى خط نفاق و اصلاح انحرافاتى كه پس از پيامبر به وقوع پيوسته بود، خود و اصحاب و اهل بيت او شرافتمندانه به شهادت رسيدند.
شهادت حضرت در دهم محرم سال 61 هجرى از جانب يزيد و به فرمان عبيدالله ابن زياد والى كوفه ، و فرماندهى عمر ابن سعد واقع شد .سن مباركش به هنگام شهادت 57 سال بود.

 

اسرار عاشورا - سيد محمد نجفى يزدى

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 |

1 -  به آنان كه در راه خدا كشته شده اند مرده نگوييد، بلكه آنان زنده اند ولى شما (زندگى آنان را) نمى فهميد. (سوره بقره ، آيه 64)


2 -  گمان نكن كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی مى خورند و به آن چه خدا، از جود و كرم خود به آن ها عطا كرده است شادمانند. و درباره كسانى كه هنوز به آنان نپيوسته اند شادى مى كنند كه ايشان نه ترسى دارند نه غمگين مى شوند و از جهت اين كه خداوند، نعمت و فضل خود را به آنان مى دهد و پاداش مؤ منان را ضايع نمى كند خوش حال و مسروراند. (سوره آل عمران ، آيه 169 – 171)


3 -  گفتند : داخل بهشت شو. او گفت : اى كاش ! قوم من مى دانستند كه پروردگارم مرا آمرزيد و از اكرام شده گانم گردانيد. (سوره ياسين ، آيه 27)
آيه درباره مرد مؤ منى (حبيب نجار) نازل شده است كه او از رسولان و نمايندگان (حضرت عيسى ) دفاع كرد و سرانجام به دست كافران كشته شد.


4 - عذاب بدى به خاندان و طرفداران فرعون رسيد، آتشى كه هر صبح و شام به آنان عرضه مى شود (در برزخ) و روز قيامت ، آل فرعون را به سخت ترين عذاب داخل كنيد. (سوره غافر، آيه 46)

5 -  سوره واقعه اهل قيامت را به سه دسته تقسيم كرده است . 1 - سابقون . 2 - اصحاب يمين . 3 - اصحاب شمال . آن گاه درباره قيامت هر يك ، به تفضيل سخن مى گويد:  هنگامى كه حيات و روح به گلوى محتضر رسيد شما نگاه مى كنيد در حالى كه ما به او از شما نزديك تريم ولى شما نمى بينيد. و اگر درباره مرگ مجبور نبوديد حتما روح را به بدن بر مى گردانديد. و به دنبال آن مى فرمايد: اگر محتضر از مقربان باشد پس ‍ براى اوست  راحتى و ريحان و بهشت پر نعمت ، و اگر از اصحاب يمين باشد، سلام بر او از اصحاب يمين و اگر از تكذيب كنندگان گمراه باشد پذيرايى او با آب گرم و ورود به آتش جهنم است. (سوره واقعه ، آيه 82 تا 94)
از اين كه روح و ريحان از بهشت پر نعمت و هم چنين آب گرم و سوزان از داخل شدن در آتش جدا شده است به دست مى آيد كه روح و ريحان و همين طور آب سوزان ، در عالم برزخ است و بهشت پرنعمت و داخل شدن در آتش مربوط به قيامت است .


6 -  قوم نوح ، همگى به سبب گناهانشان غرق شدند و در آتش ( اين آتش ، همان آتش برزخى است ) وارد گشتند و جز خدا ياورانى براى خود نيافتند. (سوره نوح ، آيه 25)

7 - اى نفس و روح آرام يافته ، به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه تو از خدا خشنودى و خدا هم از تو خشنود ، در ميان بندگانم داخل شو  ( در برزخ به بندگانم ملحق شو ) و در بهشتم در آى. (سوره فجر، آيات 27 تا 30)


8 - كفار بعد از آن كه داخل آتش شدند به فغان آيند و گويند: پروردگارا! ما دو بار ميراندى و دوبار زنده كردى ! ما اعتراف به گناهان خود مى كنيم . آيا راه خارج شدن (از آتش جهنم ) براى ما مى باشد.  (سوره مومن ، آيه 10)
مفسران چنين مى گويند : مردن دوباره در برزخ ، وقتى است كه براى سئوال پيش از بر انگيخته شدن و قيامت ، انسان زنده شود.


9 - چگونه به خدا كافر مى شويد و حال آن كه مرده بوديد او شما را زنده كرد و دوباره ميراند و باز زنده كرد و عاقبت به سوى او باز مى گرديد. (سوره بقره ، آيه 27)

 

برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 |

* نماز، بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش همه انبياست .
* لقمان ، پسرش را به نماز توصيه مى كند.
* حضرت عيسى در گهواره مى گويد: خدايم مرا به نماز و زكات توصيه كرده است.
* رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را نور چشم خود مى داند.
* نماز، فريضه اى است كه خدا را به ياد انسان مى آورد و پيمان خدا با مردم است.
* نماز، سيماى مكتب است.
* نماز، دواى تكبّر است.
* نماز، وسيله تشكّر و سپاس از نعمت هاى الهى است ، عمود و پايه دين ، كليد بهشت ، وسيله    آزمايش و شناخت مردم و محو كننده گناهان ، و پاك كننده دل و جان آدمى است .
* روزى پنج نوبت ، با حفظ شرايط كامل نماز، در پيشگاه خدا ايستادن و نعمت هاى او را ياد كردن و از او حاجت و  نياز خواستن ، همچون شست و شو در نهر آبى است كه آلودگى ها را مى زدايد.
* نماز، اوّلين سؤ ال در قيامت است ، كه اگر پذيرفته نشود، كارهاى ديگر هم مقبول نيست .
* نماز، تنها عبادتى است كه در هيچ حال از انسان ساقط نمى شود حتّى در ميدان جنگ ودر شرايط اضطرار، بيمارى و...
* نماز، اعلام بندگى در برابر خدا و زير بار نرفتن در مقابل طاغوت ها و ستمگران است .
* نماز، زنده نگه داشتن آيين توحيدى حضرت ابراهيم ، و سنّت رسول اللّه ومكتب حسين بن على عليهما السلام است .
* نماز، براى عاشقان خدا، شيرين ولى براى منافقان ، تلخ و سنگين است.

* نماز، كوبنده شيطان و ماءيوس كننده اوست . حضور در برابر آفريدگار است .
* نماز هماهنگى با همه ذرّات عالم است . جهان ، محراب وسيعى است كه همه كائنات ، در آن به تسبيح و سجود در برابر خدا مشغول اند. به نماز ايستادن ، همراهى با همه آفريده ها و فرشتگان در پرستش و ذكر پروردگار است .
* در اهميت نماز، همين بس كه على عليه السلام در ميدان نبرد صفّين ، و امام حسين عليه السلام در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به عشق الهى ، به نماز ايستادند. شخصى به حضرت على عليه السلام ايراد گرفت ، امام فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم ، اهل نماز باشند. به سيد الشهدا، در زيارتنامه اش خطاب مى كنيم : گواهى مى دهم كه تو نماز را بر پا داشتى .

* در مشكلات و اضطراب ها، ياد خداى بزرگ و استمداد از او، آرام بخش ‍ دل ها و راه گشاى انسان در سختى هاست و تكيه گاهى است كه مؤ منان به خدا دارند. از اين رو قرآن دستور مى دهد كه به وسيله صبر و نماز از خداوند يارى بطلبيد.
*  امام صادق عليه فرمود: هر كه نماز را سبك بشمارد، از شفاعتِ ما محروم است .
* رسول خدا فرمود:  هر كه عمدا نماز را ترك كند، كفر ورزيده است .
*  در كلام علوى مى خوانيم كه فرمود: كسانى كه نماز را سبك شمارند و آن را تباه و ضايع سازند، غير نماز را بيشتر ضايع خواهند ساخت .
* نماز، موقعيّتى است كه بايد در آن به خدا توجّه داشت نه ديگرى ، و هر چه را از نظر دور داشت مگر خدا را. بايد خداى را زنده و حاضر و ناظر بدانيم و احساس ‍ حضور در برابر آن خالق عظيم را در خويش ، زنده نگاهداريم . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرموده است :همين كه انسان در نماز به غير خدا توجّه مى كند، خداوند به او خطاب مى كند: به چه كسى توجه مى كنى ؟

آيا پروردگارى جز من سراغ دارى ؟
آيا جز من ، مراقب و ناظرى در كار است ؟
آيا به بخشنده اى جز من دل بسته اى ...؟
اگر توجه به من داشته باشى ، من و فرشتگانم به تو توجّه خواهيم كرد .

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه بیستم دی 1386 |

- با توجه به بیان سیمای مومنان و آثار آن و نشانه های ایمان در آیات ابتدایی این سوره، نام "مومنون" برای آن انتخاب شده است.

- امام صادق : تداوم بر تلاوت این سوره خصوصا در روزهای جمعه، مایه سعادت دنیا و آخرت و همنشینی با پیامبران الهی در فردوس برین میگردد.

- ایمان و تزکیه دارای جوهر واحدی هستند. کسانی رستگارند که ایمان و تزکیه نفس داشته باشند.

- هدف از احکام دین، رسیدن به تقواست و آخرین هدف تقوا هم رستگاری می باشد.

- انسان برای رسیدن به توحید، اول باید ریشه عقاید خود را از طریق استدلال محکم کند، سپس از امکانات خدادای آنچه را برای تکامل و رشد معنوی اوست، جذب کند و در نهایت تمام دشمنان را کنار زند و هر معبودی به جز خدا را با کلمه "لا اله الا الله " دفع کند.

- چه کسانی زیانکارند : ستمگران، گنهکاران، جادوگران، کافران و کسانی که به خدا دروغ می بندند.

- چه کسانی رستگارند : عابدان، آنان که اعمالشان سنگین است، دوری کنندگان از بخل، حزب الله، اهل دکر کثیر، تقوا پیشگان، مجاهدان و توبه کنندگان.

- در نماز، حالت و کیفیت مهم است.

- مومن باید در تمام کردار و رفتار خود از لغو دوری کند.

- حیا شرط ایمان است.

- خلف وعده، نشانه ضعف ایمان است.

- خداوند بر اساس رحمت می آفریند و تمام ساخته هایش هدفدار است.

- یاد گذشته و ضعف انسان و توجه به قدرت و لطف خداوند، زمینه ایست برای تقویت ایمان و عبادت بیشتر.

- خودشناسی، مقدمه خداشناسی می باشد.

- مرگ، مرحله ای از تکامل است.

- توکل و دعا، بزرگترین اهرم در برابر تهمت ها و تحقیر هاست.

- به خاطر و هلاکت دیگران، خدا را شکر نگویید بلکه برای نجات خود شکر کنید.

- نژاد پرستی، عامل استکبار می باشد.

- توفیق عمل صالح در سایه تغذیه حلال است.

- بدترین نوع گمراهی آنست که خداوند انسان را به حال خود واگذارد.

- ترس از روی آگاهی و توجه به عظمت خداوند، مایه رشد می باشد.

- تکامل معنوی انسان : 1 – علم و شناختی که مایه خشیت شود. 2 – ایمان عمیق و دائمی به آنچه که درک کرده است. 3 – دوری از انواع شرکها. 4 – انفاق. 5 – مغرور نشدن.

- ترس مومن از خداوند به خاطر حضور او در محضر پروردگار در روز قیامت است.

- ترس از قیامت و خداوند، سبب شتاب در کارهای خیر است.

- هر کس به مقدار توان جسمی، فکری و مالی خود مکلف می باشد و خداوند تکلیف غنی را از فقیر نمی خواهد.

- عرش، مرکز فرماندهی خداوند و غیر از آسمان های هفت گانه می باشد.

- علم مفید آنست که انسان را خداشناس کند.

- کلمه ملکوت به معنای قدرت مطلقه بر هستی است.

- کارهای خداوند، حق و حکیمانه است.

- تعدد مدیریت مانع موفقیت است.

- ایمان ما به علم خداوند، عامل صبر و حلم در ماست.

- ضایع کردن عمر و فرصت، سبب حسرت در هنگام مرگ می باشد.

- عمل صالح، زاد و توشه بعد از مرگ است.

- آغاز رستاخیز با نفخ صور است.

- کفار در دوزخ، هم عذاب جسمی دارند هم عذاب روحی.

- کیفر مسخره کردن مومنان، فراموش کردن یاد خداست.

- خنده تحقیرآمیز از گناهان کبیره می باشد.

- صبر در برابر اذیت ها، نیش ها و تمسخرها پاداش بزرگی دارد.

- اهداف آفرینش انسان از نظر قرآن: 1- عبادت، 2 – آزمایش و 3 – دریافت رحمت الهی.

- کسانی که همه اهداف خود را در درون دنیا جستجو می کنند، زمین گرا و زمین گیر می شوند.

- در دعا، ستایش از خداوند را فراموش نکنیم.

الحمد الله رب العالمین

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه هجدهم دی 1386 |

از من رميده ای و من ساده دل هنوز

بی مهری و جفای تو باور نمی كنم

دل را چنان به مهر تو بستم كه بعد از اين

ديگر هوای دلبر ديگر نمی كنم

 

هر قصه ای ز عشق كه خواندی به گوش او

در دل سپرد و هيچ ز خاطر نبرده است

دردا دگر چه مانده از آن شب، شب شگفت

آن شاخه خشك گشته و آن باغ مرده است

 

با آنكه رفته ای و مرا برده ای ز ياد

می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت

 

- فروغ فرخزاد -

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه پانزدهم دی 1386 |

غير از شرط صحّت و شرايط قبول ( مطالب قبل ) ، شرايطى هم براى كمال عبادت است . يعنى اگر اين شرايط باشد، عمل عبادى ارزشى فوق العاده و كمالى بالاتر خواهد داشت . عبادات واعمالى كه شرايط زير را داشته باشد، برتر وكامل تر است :


1 -  مشكل تر بودن 
على عليه السلام فرموده است : بهترين كارها، عملى است كه خود را (على رغم عدم پذيرش نفس ) بر آن وادار كنى .


2 -  نظم و تداوم 
در روايات آمده است كه مؤ من ، اوقات وكارهاى خود را تقسيم مى كند و بخشى را براى عبادت و مناجات با خدا قرار مى دهد.


3 -  مهم تر بودن 
در كارها بايد اهمّ و مهمّ كرد و كارهاى مهمّ را فداى كارهاى مهم تر نمود.
على عليه السلام مى فرمايد: هرگاه نمازهاى مستحب ، به نمازهاى واجب ضرر برساند، ديگر آن نافله ها موجب قرب به خدا نخواهد شد.


4 - بركت داشتن 
گاهى كمال يك عمل ، در بركت داشتن آن است ، يعنى كارى باشد كه خير و سود آن ، جاودان و گسترده و باقى باشد، نه موقّت و گذرا.


5 - سبقت گرفتن

به سوى نماز اوّل وقت بايد شتافت . در كارهاى خداپسند بايد پيشقدم بود. تاءكيد بر سارعوا و سابقوا ، در قرآن و حديث نشان آن است كه: سرعت و سبقت در عبادت مايه كمال عبادت است .

 

6 -  نشاط و دوام 
منافقان ، نماز را با كسالت و بى نشاط مى خوانند.
اهل شك ، در عبادت شان دچار ترديد و سستى مى شوند.
عبادتى كامل تر است كه همراه با نشاط، و برخوردار از استمرار و پيوستگى باشد. عملِ اندك و با دوام ، برتر از كار زيادى است كه انسان از آن ملول و خسته شود و دست بكشد.
خداوند، در توصيف عبادت فرشتگان فرموده است : شبانه روز، بدون خستگى ، خدا را تسبيح مى گويند.


7 -  بصيرت و يقين 
در حديث مى خوانيم :عمل اندك ولى پيوسته و مداومى كه همراه يقين باشد، نزد خدا برتر از عمل بسيارى است كه فاقد بصيرت ويقين باشد.

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى
نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 |

 مقصود، شرايطى است كه رعايت آن ها، علاوه بر درستى عمل ، موجب قرب به خدا و جلب رضاى او مى شود. ممكن است نمازى صحيح باشد ولى سبب رشد و تزكيه روح نشود. عبادت هم ، گاهى تنها در حدّ نجات بخشى از كيفر است ، ولى گاهى انسان را محبوب خدا و عمل را مقبول درگاهش مى سازد.
در آيات و روايات ، نكات بسيارى پيرامون قبولى عبادت و عمل مطرح است كه به عنوان نمونه ، چند مورد ذكر مى شود.


1- ایمان 
قرآن كريم مى گويد:

مَنْ عَمِلَ صَلِحاً مِّن ذَكَرٍ اءَوْ اءُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَه

اعمال شايسته و صالح ، از كسى كه مؤ من باشد، موجب حيات طيّبه مى شود.

 و در آيه ديگرى مى فرمايد

  وَمَن يَكُفُرْ بِالاِْيمَنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ

 كسى كه كفر ورزد و ايمان را نپذيرد، اعمالش تباه مى شود.
آنكه خدا را باور ندارد، چگونه انتظار دارد پرستش هايش مورد پذيرش ‍ آفريدگار قرار گيرد؟


2 – ولایت

عبادت در سايه رهبرى صحيح ، مفهوم راستين خود را مى يابد و خداوند آن را مى پسندد و مى پذيرد.
در حديث از امام باقر عليه السلام آمده است :
كسى كه ايمان به خدا دارد و عبادت هاى جانفرسا هم انجام مى دهد، ولى امام شايسته اى از طرف خدا ندارد، تلاشش بى فايده و نپذيرفته است .
در حديثى ديگر مى خوانيم :
هر كه ولايت ما را نپذيرد و به رهبرى ما گردن ننهد، خدا عملى را از او بالا نمى برد.

 

3 – تقوا

بندگى خدا با شرط تقوا و ترك گناه ، قبول مى شود. قرآن پس از ذكر داستان هابيل و قابيل ، كه هر دو به درگاه خداوند قربانى كردند و قربانى يكى پذيرفته و ديگرى ردّ شد، مى فرمايد:

إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
خداوند، تنها از اهل تقوا، قبول مى كند.
آنكه دزدى كند و مال ديگران را انفاق كند، مقبول نيست . آنكه حق مردم را بخورد وبه نماز بايستد، نمازش مردود است .
آنكه نماز را ترك كند ولى جهاد نمايد، يا به ديگران ستم كند و نماز بخواند، يا به ديگرى تهمت بزند و غيبت كند و به زيارت هم برود، يا چشم ناپاك به نواميس ‍ مسلمين داشته باشد و نماز شب هم بخواند، آن نماز و جهاد، و اين زيارت و نافله را خدا نمى پذيرد، چون همراه با تقوا نيست و بدون تقوا هيچ عملى براى انسان ، عمل خير به حساب نمى آيد.


4 - رسيدگى به محرومين

در آيات و روايات ، موضوع نماز و زكات ، معمولا در كنار هم آمده است كه يكى ارتباط با خداست و ديگرى ارتباط با خلق خدا.
از امام رضا عليه السلام نقل شده كه فرمود:  نماز افرادى كه زكات ندهند، پذيرفته نيست .


5 - خوش رفتارى
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس مسلمانى را غيبت كند، تا چهل روز، نماز و روزه اش قبول نمى شود، مگر اينكه غيبت شده او را ببخشد.
 همچنین رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود:  از هجران و قهر كردن با برادر دينى بپرهيز، چرا كه با اين ترك رابطه ، عمل قبول نمى شود.
و امام صادق عليه السلام فرمود: بد اخلاقى و بدرفتارى عمل را تباه مى كند، آن گونه كه سركه عسل را.

 

نشانه قبولى نماز 
با اين همه شرايطى كه براى قبولى عبادت و نماز است ، بايد مراقب بود نماز بى فايده و پرستش بى خاصيت نداشته باشيم . صِرف انجام تكليف ، كافى نيست ، بايد چنان انجام وظيفه كرد، كه صاحب فرمان كه خداوند است ، بپذيرد.
على عليه السلام مى فرمايد:  بيشترين توجه شما، به قبولى عمل باشد، نه اصل عمل !
با اين حساب ، از كجا مى توان فهميد كه طاعتمان را خدا پذيرفته است ؟
امام صادق عليه السلام نشانه آن را چنين بيان مى كند: هر كه مى خواهد بداند آيا نمازش پذيرفته شده يا نه ، ببيند آيا نمازش ، او را از گناه و زشتى بازداشته است ؟ به هر مقدار كه نمازش ، مانع گناه و منكر شود، نمازش ‍ قبول شده است .

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه یازدهم دی 1386 |

در آنجا ، بر فراز قله کوه
دو پایم خسته از رنج دویدن
به خود گفتم که در این اوج دیگر
صدایم را خدا خواهد شنیدن

بسوی ابرهای تیره پرزد
نگاه روشن امیدوارم
ز دل فریاد کردم کای خداوند
من او را دوست دارم، دوست دارم

-فروغ فرخزاد-

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه دهم دی 1386 |

هدفِ درست و شكلِ صحيح عبادت ، دو عامل مهمّ در صحّت آن است . يعنى هم مقصود از عبادت ، بايد رضاى خدا و قصد قربت و انجام فرمان الهى باشد، نه جلب نظر مردم و ريا و خودنمايى ، و هم صورت ظاهرى آن ، طبق دستور باشد، حتّى در جزئيات آن.
امام صادق عليه السلام فرمود:  عمل خالص عملى است كه در انجامش ، جز از خدا، از احدى انتظار سپاس ‍ وستايش نداشته باشى .
عامل ديگر صحّت عبادت به شكل آن مربوط است ، يعنى عمل ، طبق آنچه گفته اند و مطابق دستور شرع باشد، نه بر اساس ذوق و سليقه شخصى يا مد روز يا پسند مردم .

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : هيچ ارزشى براى گفته ها و عمل ها نيست ، مگر آنجا كه به سنّت برسيم و متعبّد باشيم و طبق دستور، عمل كنيم .

تعبّد آن است كه حتّى در شكل عمل هم ، آنگونه كه دستور دين است ، بى كم و كاست ، عمل كنيم تا به مفهوم صحيح ، بندگی كرده باشيم .

 

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه ششم دی 1386 |

برزخ عالمى بين دنيا و آخرت است كه آن را عالم قبر هم مى گويند: فاصله بين مرگ تا قيامت ، بين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگيخته شدن در روز قيامت را برزخ گويند (مفردات راغب ، قاموس قرآن ، مجمع البحرين ذيل كلمه برزخ .(
عالم برزخ از نظر وسعت نسبت به دنيا، مانند دنيا نسبت به رحم مادر است بدين جهت نمى توانيم ويژگى هاى عالم برزخ را تصور كنيم ، چنان چه كودك در رحم مادر نمى تواند ويژگى هاى دنيا را بفهمد با اين كه به زودى به عالم دنيا وارد مى شود.
كلمه برزخ سه مورد در قرآن وجود دارد و در هر سه مورد به معناى فاصله بين دو چيز آمده است . آن موارد از اين قرارند:
- مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبقيان (سوره الرحمن ، 19- 20).
خداوند دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو، فاصله اى قرار داد تا هيچ كدام از مرز و حد خود خارج نشوند.
- و جعل بينهما برزخا و حجرا محجورا ( سوره فرقان ، 53).
و خداوند بين دو دريا (درياى شيرين و خوش گوار و درياى شور و تلخ ) فاصله و حايلى قرار داد تا هميشه از هم جدا باشند.
 - و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (سوره مؤ منون ، 100).
و از پشت سر آن ها (از لحظه مرگ ) تا روز قيامت و بر انگيخته شدن فاصله و برزخى قرار داده شده است.
در اين سه آيه ، برزخ به معناى فاصله بين دنيا و آخرت و بين دو دريا و دو آب آمده است :
در نهج البلاغه هم كلمه برزخ در دو مورد آمده است :
- سلكوا فى بطون البرزخ سبيلا
حضرت على در رابطه با پادشاهان و كسانى كه در دنيا داراى مقام و عزت ، اعتبار و افتخار، قدرت و شوكت بودند مى فرمايد: آن ها پس از مرگ در درون برزخ (قبرها) خزيدند و زمين بر آنها مسلط شد، از گوشت هايشان خورد و از خون هايشان آشاميد، در حفره هاى گورستان صبح كردند در حالتى كه به صورت درختى خشك و بدون رشد بودند.
 در رابطه با اهل ذكر مى فرمايد:
- فكانما اطلعموا غيوب اهل البرزخ فى طول الاقامه
خداشناسان و اهل ذكر چنان به آخرت ايمان و يقين دارند كه گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت وارد شده اند، امور آخرت را كه ديگران از آن ها آگاه نيستند مشاهده نموده و به چشم ديده اند تا جايى كه مى فرمايد:
گويا آنان از پشت ديوار اين جهان سر بر آورده و بر احوال پنهان برزخيان اطلاع يافته و آن ها را مى نگرند.

 

برگرفته از کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه پنجم دی 1386 |