تبليغاتX
طلب دیدار

- هر کس سوره حج را بخواند، خداوند به تعداد کسانی که در گذشته و آینده، حج و عمره به جا آوردند، به او     پاداش حج و عمره می دهد.

- راه نجات از خطرات قیامت، تقواست.

- عذاب قیامت کسانی را هدف می گیرد که با ایجاد شبهه و تردید به عقاید دینی مردم ضربه می زنند.

- گفتگو باید بر اساس منطق و علم باشد نه جدال و تعصب . زیرا جدال و تعصب مانع پدیرفتن حق می گردد.

- کسی که از خدا و راه خدا جدا شود هر لحظه در دام شیطانی اسیر است.

- شیطان تنها کسانی را گمراه می کند که از او پیروی کنند.

- سرچشمه شک، غفلت از قدرت خداوند است.

- ارزش انسان و زندگی او، در پرتو علم و آگاهی و عقل اوست.

- از جمله راه های شناخت خدا: فکر و تعقل کردن، وحی و کتاب آسمانی می باشد.

- ایمان بعضی ار انسان ها موسمی و سطحی می باشد و حوادث تلخ و شیرین آن را تغییر می دهد.

- تمام سود و زیان ها به دست خداست و غیر او هیچ نقشی ندارد.

- خودکشی هرگز راه نجات نیست. تنها وسیله آرام بخش، ایمان و توکل به خداست.

- نا امیدی از قدرت و نصرت الهی، تعادل انسان را از بین می برد.

- خداوند کسی را هدایت می کند که زمینه های لازم را در خود ایجاد کرده باشد.

- در قیامت، خداوند هم قاضی است هم شاهد.

- عزت و ذلت، تنها به دست خداست.

- در برابر اراده خدا، هیچ مانعی وجود ندارد.

- پیمودن راه خدا، آراستگی ظاهری و باطنی لازم دارد.

- توهین به مقدسات و مراکز مذهبی، استحقاق عذاب دارد.

- اول طهارت درون، بعد پاکی برون.

- حج رفتن، به محضر اولیای خدا رسیدن است.

- حج، بهترین فرصت و زمان برای توبه، یاد مرگ و معاد، از همه چیز بریدن و صحرای عرفات و مشعر را دیدن و در انتظار مهدی موعود(ع) نشستن است.

- گواهی دروغ از گناهان کبیره است.

- یاد خدا برای اهل ایمان، هم آرام بخش است هم خوف آور.

- حج و مناسک آن از جلوه های آشکار هدایت می باشد که باید شکرگزار باشیم.

- یاری خداوند از طریق احیای دین اوست.

- زکات، همتای ناگسستنی نماز است.

- پیامبران، معصومند. شیطان، نه قرین آنهاست، نه در روحشان وسوسه می کند و نه با آنها تماس می گیرد.

- علم، ایمان و خضوع از مراحل تکامل انسان است.

- در راه خدا، ناکامی معنی ندارد.

- رازق واقعی خداست. دیگران واسطه رزق هستند.

- دلایل و زمینه ای نصرت الهی: قدرت خداوند، علم او، حق بودن او و بزرگی و عظمت او.

- مطالعه در هستی، زمینه ایمان به خداست.

- با اینکه مرگ، زندگی و آینده انسان در دست خداست ولی با این حال انسان باز سرکشی می کند.

- یاد خدا و واگذاری امور به او، بهترین وسیله آرامش است.

- انگیزه پرستش : فرمان الهی، فرمان عقل و علم و امید به استمداد از خداوند.

- رستگاری، آخرین مرحله تکامل است.

- برای نجات از خطرات زلزله عظیم قیامت و عذاب شدید الهی، بنده خدا باشیم و به او پناه ببریم.

- مسلمان، نام مبارکی است که خدا از قبل برای ما انتخاب کرده است.

- پیامبر اکرم بر اعمال ما گواه است.

- اسلام، آئین ابراهیمی و سابقه بس درخشان دارد.

- نماز و زکات، تشکر از خداست.

- اسلام، دین آسان و احکام آن انعطاف پذیر است.

- عالم، محضر خداست پس گناه نکنیم.

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 |

عبادت ، حضور در برابر آفريدگار است و نشستن بر سر مائده هاى معنوى كه او براى بندگان خود فراهم كرده است.
غير از شكل ظاهرى عبادات، محتواى عبادت را بايد از ديد اولياى دين و متن مكتب شناخت و به كار بست .
بهترين عبادت ها آن است كه :

1 - آگاهانه باشد. 
دو ركعت نمازِ انسان آگاه و دانا، از هفتاد ركعت نماز شخص نادان برتر است . و عبادت كننده ناآگاه ، همچون الاغ آسياب است كه مى چرخد ولى پيش ‍ نمى رود.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: كسى كه دو ركعت نماز بخواند و بداند با كه سخن مى گويد، گناهانش بخشيده مى شود. در اين صورت است كه نماز، معراج روح مى شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا مى گردد.
2 -  عاشقانه باشد. 
آنچه موجب نشاط روح در عبادت مى شود و عابد از پرستش خود لذّت مى برد، عشق به اللّه و شوق به گفت وگوى با اوست .
آنان كه از عبادت لذّت نمى برند، همچون بيمارانى هستند كه از غذاى لذيذ، لذّت نمى برند.
براى عاشقان ، شنيدن صداى اذان اعلام فرا رسيدن لحظه ديدار است.

3- خالصانه باشد. 
هيچ چيز همچون ريا و خودنمايى و مردم فريبى ، آفت عبادت نيست . از طرف ديگر، هيچ چيز چون خلوص ، ارزش آفرين عبادت و نماز نيست . البتّه داشتن اخلاص در عبادت بسيار دشوار است ، و دل و جان را از تهاجم وسوسه هاى ابليسى رهاندن ، رنجى بزرگ دارد و همتى بلند و اراده اى نيرومند مى طلبد. عبادت تا خالص ‍ نباشد، در درگاه الهى پذيرفته نيست و تنها پيشانى بر زمين سودن و قرائت صحيح داشتن و در صف اوّل جماعت ايستادن و ... ملاك نيست . بايد نماز و بندگى از رنگِ ريا پاك و به رنگِ الهى صبغة اللّه  آراسته باشد تا به خدا برسد. تعبير قرآن چنين است :

وَمَآ اءُمِرُوَّاْ إِلا لِيَعْبُدُواْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
هيچ دستور عبادى براى مردم نيامده مگر آنكه امر به اخلاص در آن شده است .
4 -  خاشعانه باشد. 
خشوع ، حالت قلبى انسان در عبادت و نتيجه توجّه كامل به مقام بندگى در آستانِ الهى است . آنكه نياز و عجز خود را مى داند و عظمت و كمال الهى را مى شناسد و در عبادت ، خود را در برابر آن خداى بى همتا و آگاه مى يابد. حالتى متناسب با اين حضور پيدا مى كند، در اين حالت قلب ، خاشع مى شود، نگاه افتاده مى گردد و توجّه از هر چيز ديگر بريده و به معبود متوجّه مى شود.
قرآن در توصيف مؤ منان و عبادت شان مى فرمايد:

الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَ تِهِمْ خَشِعُونَ.

در نمازشان خاشع اند.
اين حالت ، محصول آن توجّه است ، در حديث مى خوانيم : خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مى بينى .
چنان نماز را در وقت خودش بخوان كه گويا آخرين نماز است . يعنى همواره اين حالت را داشتن كه گويا فقط براى همين يك نماز، فرصت باقى است .
5 -  مخفيانه باشد. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : پاداش عبادتى بيشتر وبزرگتر است كه مخفى تر باشد.

 اين براى آن است كه عبادت (به خصوص عبادت هاى مستحب ) در حضور جمع ، زمينه بيشترى براى تظاهر وريا دارد.
البتّه اين در مواردى است كه اسلام ، خود امر به عبادت آشكار نكرده باشد، همچون نمازجماعت در مسجد كه از نماز فرادى در خانه برتر است .
شيطان ، دشمن رستگارى انسان است و سوگند خورده است كه همواره در راه انسان ، چاه گمراهى بكند و پرتگاه گناه پديد آورد و انسان را مانند خودش جهنّمى كند. از اين رو، براى تباه ساختن عمل انسان ، دام مى گسترد و عبادت او را فاسد مى كند. يا از راه ريا و خراب كردن نيّت . يا پديد آوردن عُجب و خودپسندى به خاطر عبادت . يا از طريق سلب توفيق از انسان . و ... يا از راه كشاندن به گناه ، كه موجب تباه شدن و هدر رفتن زحمت انسان در طريق بندگى مى شود.

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 |

از آيات و روايات چنين استفاده مى شود كه مرگ با شدت ها و سختى ها و وحشت هاى گيج كننده همراه است . قرآن درباره سكرات مرگ چنين مى فرمايد:
و جاءت سكره الموت بالحق ذلك ما كنت منه تحيد (سوره ق ، 19).
و سرانجام سكرات مرگ ، به حق فرا مى رسد (و به انسان گفته مى شود): اين همان چيزى است كه از آن فرار مى كردی.
مستى در حالت مرگ:

- يا به سبب انتقال از جهانى به جهان ديگر است كه هر جهت ناشناخته و مجهول مى باشد، هم چون حالت هيجانى كه به نوزادان در هنگام انتقال از عالم جنين به عالم دنيا دست ميدهد.
- يا به سبب مشاهده كردن اوضاع و احوال و شرايط بعد از مرگ و قرار گرفتن در برابر نتيجه اعمال و ترسيدن از سرنوشت نهايى است ،

-  يا به سبب جدايى از دنيا و افراد و كسان و اشياء مورد علاقه او (از قبيل خانه، باغ ، ثروت و فرزندان(

حتى انبياء و مردان خدا كه در لحظه مرگ  از آرامش كاملى برخوردارند از مشكلات و فشارهاى اين لحظه انتقالى بى نصيب نيستند، چنانچه در حالات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم آمده است كه : در لحظات آخر عمر مباركش دست خود را در ظرف آبى مى كرد و به صورت مى كشيد و لا اله الا الله مى گفت و مى فرمود: ان الموت سكرات . مرگ سكراتى دارد (روح البيان ، جلد 9، ص 118).

حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام ترسيم زنده و گويايى از لحظه مرگ و سكرات آن دارد و مى فرمايد: هر آينه مرگ  شدايد و سختى هايى دارد، شديدتر از آن چه در وصف بگنجد، يا با معيار عقل مردم دنيا سنجيده شود.

از امام صادق عليه السلام سئوال كردند: چرا هنگامى كه روح از بدن انسان خارج مى شود احساس ناراحتى مى كند. فرمود: به سبب اين كه با آن نمو كرده است ) بحار جلد 6، ص۱۵۸).

 

 برگرفته ار کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت اله صالحى حاجى آبادى
نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 |

نماز، جلوه اى از بندگى انسان در پيشگاه خدا و مظهر عبوديّت و عبادت است. شناخت معبود و آفريدگار، محبّت او را در دل ايجاد مى كند و اين محبّت ، انسان را به پرستش و عبادت و اظهار كوچكى و تواضع در برابر عظمت او وا مى دارد.

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ
جن و انس را، جز براى پرستش و بندگى خود نيافريدم.

وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً اَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوت
در هرامّتى پيامبرى برانگيختم كه (به مردم بگويند:) بنده خدا باشيد و از طاغوت بپرهيزيد.
ناگفته نماند كه اين بندگى كردن ، سودى به خدا نمى رساند بلكه مايه عزّت و سعادت خود انسان است وگرنه خداوند بى نياز مطلق است .

ريشه هاى عبادت  عبارتند از :  
1 -  عظمت خدا 
خداوند، مبداء همه عظمت ها و جلال هاست . شناخت خدا به عظمت وبزرگى ، انسان ناتوان وحقير را به كُرنش وتعظيم در برابر او وامى دارد.
2 -  احساس نياز و وابستگى 
3 - سپاس نعمت  
فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِىَّ اءَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْف

 بايد خداى كعبه را عبادت كنند، خدايى كه آنان را از گرسنگى نجات داد و از ترس ، ايمن ساخت .
4 -  فطرت  
در سرشت انسان ، پرستش و نيايش وجود دارد. اگر به معبود حقيقى دست يافت ، كه كمال مطلوب همين است  و اگر به انحراف و بيراهه دچار شد، به پرستشمعبودهاى بدلى و باطل مى پردازد. انبيا آمده اند تا فطرت را در مسير حق ، هدايت كنند و انسان را از عبادت هاى عوضى نجات بخشند. حضرت على عليه السلام در مورد بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:  خداوند حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت ، تا بندگانش را از بت پرستى به خدا پرستى دعوت كند.

روحِ عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر درست رهبرى نشود به عبادت بت و طاغوت مى گرايد. بدون هدايت صحيحِ اين گرايش ‍ فطرى نيز، انسان به عشق هاى زودگذر پوچ يا پرستش هاى بى محتواى انحرافى دچار مى شود.

برگرفته از کتاب راز نماز - محسن قرائتى

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 |

موقع جان دادن مؤ منان ، فرشتگان رحمت ، با كمال مهربانى و لطف ، با اخلاق نيك و بشاشت براى قبض روح آنها و آنان را به بهشت بشارت مى دهند. قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:
الذين تتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنة بما كنتم تعملون .(سوره نحل ،32)
پرهيزكاران كسانى هستند كه ملائكه (قبض ارواح و فرشتگان رحمت ) روحشان را مى گيرند. در حالى كه (از نظر عقيده و گفتار و كردار)، پاك و پاكيزه اند. به آنها مى گويند: سلام بر شما باد. (سلامى كه نشانه سلامت و امن و امان است ) به خاطر اعمال نيكى كه انجام مى داده ايد داخل بهشت شويد.

در اين جا ممكن است بهشتى كه فرشتگان مى گويند داخل آن شويد، اشاره به بهشت برزخى باشد كه مؤ منان ، بعد از قبض روح شدن داخل آن مى شوند و ممكن است اشاره به بهشت قيامت باشد كه بهشت برزخى درهاى آن حساب مى شود.
مقربين و مؤ منين نيكوكار هنگامى كه در آستانه مرگ قرار مى گيرند در نهايت آرامش و راحتى و شادى چشم از جهان مى پوشند. خداوند درباره آنان مى فرمايد:
فاما ان كان من المقربين فروح و ريحان و جنت نعيم و اما ان كان من اصحاب اليمين فسلام لك من اصحاب اليمين .(سوره واقعه، 88- 91)
كسى كه در حالت احتضار و واپسين لحظات زندگى قرار مى گيرد اگر از مقربان باشد در نهايت راحتى و آرامش و روح و ريحان است ، و در بهشت پر نعمت جاى مى گيرد .اما اگر از مؤ منان نيكوكار اصحاب يمين باشند، (همان مردان و زنان صالحى كه نامه اعمالشان به نشانه پيروزى و قبولى به دست راستشان داده مى شود) به ايشان گفته مى شود: سلام بر تو از سوى دوستانت كه از اصحاب يمين هستى .

ظالمان و بدكاران ، به خلاف مؤ منان كه به آن ها گفته مى شود داخل بهشت شويد، به آنان هم گفته مى شود، شما داخل جهنم شويد و جاودانه در آن بمانيد قرآن درباره آنان چنين مى فرمايد:
الذين تتوفاهم الملائكه ظالمين انفسهم فالقوا السلم ما كنا نعمل من سوء بلى ! الله عليم بما كنتم تعملون .(سوره نحل، 28 )
ظالمان بدكار و كافران كسانى هستند كه فرشتگان (قابض ارواح ) هنگام مرگ روحشان را مى گيرند، در حالى كه آن ها به خود ظلم و ستم كرده اند، در اين هنگام تسليم مى شوند و اظهار ايمان مى كنند(ايمانى كه فرعون حين غرق شدن به وحدانيت خدا آورد) و مى گويند(خدايا ما در دنيا) كار بدى انجام نمى داديم . گفته مى شود (چنين است ) بلكه خداوند دانا است به آن چه انجام مى داديد. سپس به آن ها گفته مى شود:
فادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فلبئس مثوى المتكبرين .(سوره نحل، 29)
حال كه دروغ مى گوييد و با اين همه گناه و جنايت ، منكر گناهان خود مى شويد ، از درهاى جهنم داخل آن شويد و جاودانه در آن بمانيد آنجا چه جاى بدى براى متكبران و ظالمان است.

 

- برگرفته ار کتاب انسان از مرگ تا برزخ - نعمت الله صالحى حاجى آبادى

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیستم آذر 1386 |

- خداوند برای هر یک از بندگان خود، روزی معلوم و تقسیم شده ای قرار داد. به هر که بیشتر داد، هیچ کس نمی تواند اندکی از آن بکاهد و به هر که کمتر داد ، هیچ کس نمی تواند بر آن بیفزاید.

- هیچ کس نمی تواند از حدودی که خداوند برای آنها معین کرده ، قدمی پیش و پس بگذارد.

- سپاس خدای را، حمد و سپاسی که آن چنان ما را به خدا نزدیک کند که جا را برای فرشتگان مقربش تنگ کنیم .

- حمد و سپاسی که باعث رسیدن به فرمانبرداری او، بخشش او، خشنودی او، آمرزش او و بهشت گردد.

- ای خدایی که هیچ خلف وعده نمی کنی و به هر چه می گویی، وفا می کنی. ای کسی که بدی ها را به چندین برابر نیکویی تبدیل می کنی. همانا که تو صاحب فضل عظیمی.

- خدایا، درود و رحمت فرست بر فرشتگانی که فرستادگان تو به سوی ساکنان زمین هستند که یا گرفتاری ناگوار یا گشایش دل پسند برای آنها می آورند.

- خدایا، به اولیاء خودت طوری اعتقاد نیکو بده که فقط به تو چشم امید داشته باشند و چنان کنی که به آن چه نزد توست، دلبسته شوند و در آن چه دیگران دارند، گمان بد و تهمت روا ندارند.

- و آنها را چنان بازگردانی که تنها شوقشان به تو باشد و از حضرتت بیمناک. و آنها را به فراخی و خواسته های زندگی این دنیای زودگذر، بی میل کنی و محبت عمل کردن برای صواب آن سرا و آمادگی بعد از مرگ را در دلشان اندازی.

- و سختی آن روز را که جانها از بدنها بیرون می آید بر آنها آسان نمایی.
نوشته شده توسط ریحانه در شنبه هفدهم آذر 1386 |
به ياد مرگ و سراى بعد از آن (عالم برزخ و قيامت) بودن ، بهترين موعظه و سازنده ترين اندرز براى هر انسان است و توجه داشتن به آن ، اثر عميقى در شكستن شهوات و پايان دادن به آرزوهاى دور و زدودن زنگار از آئينه دل دارد. غفلت نمودن از مرگ ، انسان را به پستى ، بى باكى ، بى دينى و بى غيرتى مى كشاند، قلب را مى ميراند و او را از هر حيوانى گمراه تر و فرومايه تر مى كند.
 از حضرت رسول صلى الله عليه و آله سئوال كردند: زيرك ترين مؤ منان چه كسانى هستند؟ فرمود: كسى كه بيشتر به ياد مرگ بوده و خود را براى آن آماده كن(محجة البيضا، جلد 8، ص 242).
 از امام صادق عليه السلام در اين باره نقل شده : به ياد مرگ بودن ، خواهش ها و هوس هاى نفسانى و شهوتهاى سركش را در درون آدمى ، مى ميراند و ريشه هاى غفلت را از دل مى كند، قلب و دل را به وعده هاى الهى نيرو مى بخشد، طبع و خوى بندگى را در نهاد انسان نرمى مى دهد و لطافت مى آفريند، نشانه هاى هواپرستى و رنگ و رنگارهاى دل باختگى به دنيا را در هم مى شكند، شعله هاى حرص و طمع را خاموش مى كند، دنيا را در نظر انسان پست و كوچك مى گرداند. اين است معنى سخن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه فرمود: يك ساعت فكر كردن از هفتاد سال عبادت بهتر است
(محجة البيضا، جلد 8، ص 242).
خداوند متعال مرگ  و حيات را در چند جاى قرآن فقط به خود نسبت مى دهد. در يك جاى آن فرموده :
له ملك السموات و الارض لا الله الا هو يحيى و يميت (سوره اعراف ، 157).
خداوندى كه حكومت آسمان ها و زمين از آن او است ، خداوندى كه معبودى شايسته پرستش جز او وجود ندارد، خداوند، زنده مى كند و مى ميراند و نظام حيات و مرگ به فرمان او است.
در آيه ديگر مى فرمايد:
و الله يحيى و يميت و الله تعلمون بصير (سوره اعراف ، 157).
خداوند، زنده مى كند و مى ميراند (و بهر حال مرگ و حيات به دست او است .) و خداوند، از همه اعمال بندگان با خبر است.
فقط در يكى از آيات به علت مرگ و حيات انسان اشاره كوتاهى مى كند. آن جا كه مى فرمايد:
الذى خلق الموت والحياة ليبلوكم ايكم احسن عملا و هو العزيز الغفور( سوره ملک، 2).
خداوند آن كسى است كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك بهتر عمل مى كند و او عزيز و غفور است.
نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 |

- تلاوت سوره انبیا، باعث آسان شدن حساب در قیامت و مصافحه با انبیا است.

- کیفرهای الهی نتیجه اعمال خود ماست.

- کامیابی می تواند زمینه ساز طغیان شود.

- هر چه انسان به خدا نزدیکتر می شود، بیشتر عبادت می کند.

- تکبر باعث ترک عبادت می شود.

- در روز قیامت از افکار ، نیات، جوانی ، انتخاب رهبر و اطاعت از بزرگان سوال می شود.

- تسلیم فرمان خدا بودن، رمز کرامت بنده است.

- کسانی مشمول شفاعت واقع می شوند که خداوند از دین آنها راضی باشد.

- تعجیل انسان ( که ناشی از جهل اوست) بر مشیت و حکمت الهی تاثیری ندارد.

- امامان معصوم و انبیا و اوصیا ، موازین قسط می باشند.

- نشانه تقوی، خداترسی و نگرانی از قیامت است.

- توجه به کارهای خیر از الطاف الهی است ، نماز و زکات در میان کارهای خیر جایگاه ویژه ای دارد.

- بدون نماز و زکات ، انسان به درجه بندگی خدا نمی رسد.

- اگرچه گرفتاری ها در ظاهر ، ضرر می نماید، ولی در بسیاری از مواقع باطنا لطف خفی و رحمت الهی است.

- همیشه بلاها ، جنبه کیفری و تنبیهی ندارد ، گاهی برای اعطای درجه می باشد و جنبه آزمایشی دارد.

- دعای انبیا مستجاب است.

- صبر خصلت ارزشمندی است که خداوند دارندگان آنرا می ستاید.

- صبر زمینه ساز ورود انسان در رحمت الهی می باشد.

- انبیا با پیش آمدن هر مشکلی، به درگاه خداوند می شتابند و گشایش آن را از پروردگار خود خواستار می شوند.

- ذکر کلمه رب در دعا و تکرار آن، در خواست ها را با اجابت مقرون می سازد.

- بیم و امید نسبت به خداوند، دو عنصر ارزشمند حتی برای پیامبران است.

- پاکدامنی از برجسته ترین کمالات زن است.

- در روایات متعدد آمده است که آن بندگان صالحی که وارث زمین می شوند ، یاران حضرت مهدی و اهل بیت پیامبرند.

- بندگان خوب الهی باید قبل از هر کس پیام های الهی را دریافت کنند.

- تربیت واقعی در سایه هدایت انبیا، امکان پذیر است.

- وقتی خداوند پنهان کاری ها را می داند، دیگر توطئه و نفاق برای چیست ؟

- کسی نمی داند که چه لذائذ و کامیابی هایی برای  اهل بهشت ذخیره شده است.

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه دهم آذر 1386 |

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

 

و من چه قدر ساده ام

که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و هم چنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام.

 

-قیصر امین پور-

نوشته شده توسط ریحانه در جمعه نهم آذر 1386 |

نیایش هدیه آسمانی ست

کسی که آن را می پذیرد

و قدم به محراب می گذارد

پیشاپیش به هدف خود رسیده است

بذری است که خداوند

به بندگان خود بخشیده

تا از این طریق، سراسر زندگی خود را

به گلستانی خیال انگیز

و بهشتی عطرآگین، تبدیل کنند.

وظیفه ما، تنها کاشتن بذر است و بس،

معجزه شکفتن به ناگاه از راه می رسد

و نیازی نیست که هر روز

خاک ها را کنار زده و ببینیم

که آیا جوانه کرده است یا خیر!

 

- برگرفته از مجله موفقیت شماره ۱۳۲-

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه هفتم آذر 1386 |

پرنده در صدای خوشش رنج و درد و ماتم نیست

پرنده اهل شکوه و اهل گلایه و غم نیست

و خوش یه حال هوایش

و خوش به حال دلش

و خوش به حال پرنده

که مثل آدم نیست.

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه پنجم آذر 1386 |
قرآن مجيد، مرگ و گرفتن جان ها را به سه طايفه نسبت مى دهد و مسئوليت آن را با سه كس ‍ مى داند.
1- مسئوليت آن با خداست . او جان مخلوقات را مى گيرد. قرآن در اين باره مى فرمايد:
الله يتوفى الانفس حين موتها. (سوره زمر، 42)
خداوند جان (مخلوقات را) به هنگام مرگ مى گيرد.
2-  نسبت مرگ با ملك الموت است . قرآن در اين باره مى فرمايد:
قل يتوفاكم ملك الموت الذى و كل بكم . (سوره سجده، 10)
اى پيامبر به مردم بگو: ملك الموت ماءمور (گرفتن جان شماست ) و روح شما را مى گيرد، سپس به سوى پروردگارتان باز مى گرديد.
3-  نسبت آن را به ملائكه داده است . در يك جا مى فرمايد:
الذين تتوفاهم الملائكة طيبين .( سوره نحل، 32)
پرهيزكاران كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مى ستانند در حالى كه طيب و پاكيزه اند از همه بدى ها و زشتى ها.
در جاى ديگر مى فرمايد:
الذين تتو فاهم الملائكة ظالمى انفسهم .( سوره نحل، 28)
كافران كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مى گيرند در حالى كه بر خويشتن ستم كرده اند.
نوشته شده توسط ریحانه در شنبه سوم آذر 1386 |